دوباره مي سازمت وطن

بناهای هخامنشی

 
تالار آپادانا، تخت جمشید

هخامنشیان در اقامتگاه های خود بناهایی را می ساختند که می بایستی مبین قدرت و عظمت حکومت باشد. در دوران هخامنشیان یک سبک معماری مخصوصی به وجود آمده بود که در آن سنن و آداب ملل مختلف ساکن در کشور هخامنشتیان جلوه گری می کرد. یکی از آثار اولیه معماری هخامنشیان، کاخ کورش است که در نخستین اقامتگاه هخمانشیان در پاسارگاد (پازارگاد) بنا شد و عبارت از یک رشته ساختمانهایی بود در میان باغ و محصور به دیوار.

در ویرانه این کاخ، کتیبه بسیار قدیمی محفوظ مانده که می گوید : "من هستم کورش شاه هخامنشی." در پاسارگاد آرامگاه کورش نیز محفوظ مانده و آن بنای کوچکی است از سنگ که شبیه به خانه مسکونی با سقف دو پوششی و در روی پایه و شش پله پله بلند قرار گرفته است. در این بنا هیچ گونه تزئیناتی وجود ندارد.

این مقبره از سایر مقبره های پادشاهان، که به معنی و مفهوم واقعی کلمه از بناهای معماری بشمار نمی روند، متمایز است و عبارت از حفره ای است که در درون صخره ای به وجود آمده و با برجستگی های حجاری و تزئینات معماری تزئین شده است. طبق گفته مورخان باستانی در این مقبره بر روی بستر طلا جسد مومیایی شده کورش قرار داشته است.

در پاسارگاد و نقش رستم که مقبره پادشاهان در آنجا قرار دارد، ابنیه عجیبی به شکل برج های بلند که فاقد پنجره و تزئینات است، باقی مانده و اینطور به نظر می رسد که این بناها در قدیم معابدی بوده اند. داریوش در کتیبه خود در بیستون می نویسد که وی معابدی را که گوماتا (یکی از مغ های شورشی) ویران کرده بود تجدید بنا کرده است. علاوه بر برجهای اسرارآمیزی که اشاره شد، از آثار مذهبی، محراب های بزرگ سنگی و محل هایی را می توان ذکر کرد که به منظور پرستش اختصاص داشته و مسقف نیستند.


آرامگاه خشیار یکم، نقش رستم

در تخت جمشید که از دوره سلطنت داریوش اقامتگاه پادشاهان بوده، ابنیه به سبک کاخ ها اهمیت زیادی دارد. کاخ های تخت جمشید در روی یک سکوی بلند قرار گرفته و با وجود داشتن اشکال مختلف معماری ساختمان واحدی را تشکیل می دهند که قدرت و عظمت دولت هخامنشیان را نمایان می سازد و از آثار ملتی است که موسس و موجد هنر و صنعت دوره هخامنشیان بوده است.

کلیه این ابنیه، به استثنای یکی از آنها که به دوره اردشیر سوم تعلق دارد، طبق فرمان داریوش و خشیارشا بنا شده و ما می توانیم از روی آنها در باره وسعت فعالیت ساختمانی این پادشاهان و سبک معماری دوران شکوه و جلال دولت هخامنشیان قضاوت کنیم. در تخت جمشید دو نوع ساختمان به خوبی به چشم می خورد یکی "تاچار" قصر زمستانی، که در زمان داریوش ساختمان آن آغاز گردید و دیگری "آپادانا" سالن روبازی که بر روی ستونهای بلند باریک با پوشش چوبی استقرار دارد. این قصر در زمان داریوش بنا شد و در زمان خشیارشا و اردشیر اول تجدید گردید. سالن صد ستونی هم که در زمان خشیارشا بنا شده از همین نوع محسوب می شود.

بنای قصر داریوش که در اقامتگاه دیگر پادشاهان در پایتخت قدیم عیلام، یعنی شوش ساخته شده، نوع دیگری است. در آنجا ابنیه قصر در اطراف حیاط مرکزی بر صبق اصول معماری ماورای دجله و فرات متمرکز شده است.

کلیه این آثار مختلف معماری، حاکی از سنن مختلفی است که بر اساس آنها سبک معماری دوران هخامنشیان به وجود آمده است. تردیدی نیست که هنر هخامنشیان از لحاظ این که یک هنر درباری بوده و از لحاظ عظمت و جلال می بایستی قدرت و جبروت پادشاهان را نمایان سازد، به دست ملل و قبایل گوناگون بنا شده و خود ایرانیان در بنای آن کمتر کار کرده اند.

در این هنر علاوه بر عناصر هنر محلی ایرانی، عناصری نیز از هنر بین النهرین و مصر و یونان نیز به چشم می خورد. در شوشو از روی کتیبه داریوش اول معلوم می شود که استادان کلیه ملل در ساختمان کاخ، که نشانه قدرت و عظمت حکومت هخامنشیان بوده است، شرکت داشته اند.

از کتاب تاریخ ایران باستان نوشته میخائیل میخائیلوویچ یاکونوف ، ترجمه روحی ارباب

 

+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 17:15  توسط آذرتاش  | 
پری از موجودات خیالی وافسانه‌ای فرهنگ عامه و خرافات مردم ایران است.

پری در اوستا موجودی اهریمنی است و از آن به صورت زنی بسیار زیبا و فریبنده یاد شده که با پنهان و آشکار شدن پی درپی و تغییر شکل‌های گوناگون، مردم را می‌‌فریبد و به بیراهه می‌‌کشاند یا موجب دیوانگی آنان می‌شود.

در هفت خوان‌های رستم و اسفندیار، زنی زیبا و آراسته در حالی که رود می‌‌نوازد به پهلوان نزدیک می‌شود و او را به شادخواری و شادکامی دعوت می‌کند. اما هر دو پهلوان او را می‌‌شناسند و در نبرد او را می‌‌کشند.

پری از آتش می‌‌گریزد، بنابراین، برای شناختن یا فرار دادن پریان بدکار باید پیوسته آتش در خانه روشن بماند. همچنین فلزات و چیزهای نوک تیز موجب فرار پریان است.

پریان در فرهنگنامه ایرانیان پس از اسلام، موجوات خوب و دوست داشتنی هستند که مردم نیکوکار و خوش نیت را دوست دارند و آن‌ها را به خوشبختی و کامروایی می‌‌رسانند. پادشاه پریان مردی نیک و آزاده است و دختر و پسر شاه پریان رمزی از کمال، زیبائی، ثروت و خوشبختی هستند که هر دختر و پسر جوان آرزوی همسری ایشان را دارد. داستان پری زیبائی که بخت را تقسیم می‌‌کرد در داستان‌های مربوط به جمشید شاه آمده است
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 17:9  توسط آذرتاش  | 
ایران سرزمینی بسیار وسیع است. قسمتی از آن بیابان‌های داغ و پهناور است وقسمتی کوه‌های بلند و پوشیده ازبرف و قسمتی جنگل‌های مرطوب. نه مانند یونان که بیشتر کوهستانی باشد و نه مانند مصر که بیابانی باشد. بنابراین باید اساطیر و اعتقادات مردم آن نیز پیچیده و گسترده باشند. در ضمن به علت این که اقوام ایرانی قبل از مهاجرت نزدیکی زیادی با اقوام نورس داشته‌اند ارتباط زیادی با هم دارند از جمله‌ی این نزدیکی‌ها راگناروک و ظهور سوشیانش است. ایران همیشه پلى بین تمدن‌های شرق و غرب بوده بنابراین قسمت زیادی از اساطیر آنان را به وام گرفته و به آن‌ها داده‌است و کامل ‌تر شده‌است. مثلاً اعتقاد به شیطان و دوزخ از این اعتقادات وارد کشورهای همسایه شده‌است. یا میترائیسم که مدت زیادی بر اروپا و روم فرمانروایی می‌کرد. مردم شرق ایران همیشه ازهند و کوشان تاثیر گرفته‌اند و مردم غرب از یونان و مصر و بابل. آیین مانی و مزدک نیز آمیخته‌ای است از مسیحیت و بودایی و آیین زرتشتی ودیگر عقاید حاکم بر مردم منطقه.




خاستگاه
آریاییان در گذشته در مناطقی در اروپای شرقی و روسیه سکونت داشتند اما در هزاره‌ی دوم و اول پیش از میلاد به سمت جنوب رفتند و قسمتی با جنگ وارد هند شدند و قسمت دیگر که اجداد ایرانی‌ها هستند با اهالی قدیمی ایران درآمیختند و قسمتی از عقاید آنان را نیز به وام گرفتند.

بعضی از محققین بر این عقیده‌اند که این مردم ازشبه جزیره‌ی اسکاندیناوی برخاسته‌اند. عده‌ای دیگر می‌گویند هند و اروپایی‌ها در گذشته در اطراف رود دانوب سکونت داشته‌اند.

مردمی که در هند و ایران جای گرفتند هند و ایرانی نام گرفتند و عقایدشان در سرودهای کهن هندی یعنی ریگ‌ودا و سرودهای باستانی ایرانی یعنی یشت‌ها دیده می‌شود. دین این مردم بازتابی است از زندگی چادرنشینی‌ ایشان و لذت از زیبایی‌های طبیعت و ترس از ندانسته‌هایشان (مثلاً دیوها) و خشکسالی. به علت همین کمبود آب، در اساطیر و افسانه‌هایشان آب و باران نقش عمده‌ای دارد. نبرد تیشتر و اپوشه (که همچون ایجاد رعد و برق و ریزش باران است) و یا قهرمانانی که اژدها یا دیوی را که آب را بسته و زیبارویی را که باید برایش قربانی کنند می‌کشد و آب وزیبارو (هردو یکی‌اند) را نجات می‌دهد. از این دست داستان‌های فولکلور دربین مردم ایران زیاد بوده‌است.

جغرافیای اسطوره
گذشتگان اعتقاد داشتند جهان همچون تخم‌مرغی است چهار لایه و لایه‌های پایین و بالا آسمانند و بین گنبد آسمان و زمین قرار دارند. در مرکز کره‌ای قرار دارد. نیمکره‌ی بالایی زمین است و پایینی آب و دریای فراخکرت. زمین نیز از هفت اقلیم تشکیل شده‌است. خاستگاه اقوام ایرانی‌ با نام ایران ویج آمده و گفته شده سرزمینی است بسیار سرد.

اسطوره درطول زمان
در ابتدا مردم ایران به دو گروه دیوها واهوراها اعتقاد داشتند و هر دو را می‌پرستیدند و برای آن‌ها قربانی می‌دادند و هیچ یک دارای مفهوم خیر یا شر نبودند. اما باگذشت زمان در ایران دیوها مفهوم شر یافتند و دشمن انسان و خدایان کهن قلمداد شدند. مردمی‌ترین خدایان در این دوره مهر و آناهیتا هستند. با ظهور زرتشت عقاید مردم ایران ظاهر جدیدی به خود گرفت. مردم فقط اهورامزدا را پرستیدند و به او قربانی دادند.

در دین زرتشت ابتدا عقیده بر این بود که اهورامزدا که دادار و تنها شایسته‌ی پرستش است امشاسپندان که سپندمینو یا روح مقدس هنوز از آنان جدا نشده‌است و ایزدان و انگره مینو را آفریده‌است. انگره مینو نیز دیوانی چون اکومن و خشم را آفریده‌است. اما با گذشت زمان سپند مینو و اهورامزدا یکی شدند و تثلیث «اهورامزدا-سپندمینو-انگره مینو» تبدیل شد به تثلیث «زروان-اهورامزدا-اهریمن».

اسطوره وحکومت
در زمان مادها آیین زرتشتی نقش چندانی ندارد و مهر و زروان و آناهیتا نقش بیشتری دارند. اما در زمان هخامنشیان و به ویژه داریوش زرتشتی پر رنگ‌تر شد ولی مردم مجبور به تبعیت از این دین نبودند. با حمله‌ی اسکندر به ایران مقداری از عقاید یونانیان نیز وارد ایران شد.

با قدرت گرفتن پارت‌ها و تشکیل حکومت اشکانی و ایجاد یک دموکراسی نسبی به تقلید از آتن، هر کس آزاد بود دین خود را داشته باشد و آن را تبلیغ کند. دولت نیز به میترائیسم متمایل بود. در این دوره عمده دین‌های مردم زرتشتی، میترائیسم، زروانیسم، بودیسم، مسیحیت و یهودیت بودند. اما با ظهور ساسانیان که اجدادشان مسؤول معبد آناهیتا بودند هم دموکراسی مرد و هم تعالیم حقیقی زرتشت.

دین زرتشتی به مقدار زیادی تحریف شد و زروانیسم وارد آن شد. دولت طرفداران ادیان دیگر را کشت و مذهب به میزان زیادی دولتی شد و همین باعث کمتر شدن ارزش آن در نزد مردم شد. مردم نیز که اضمحلال دین سیاست‌زده را دیدند به سمت دین مانی رفتند که تلفیقی بود ازادیان مختلف. اما حکومت به خواست ثروتمندان و مؤبدان آن دین و طرفدارانش را کشت. اما با ظهور مزدک و حمایت قباد مردم هوای تازه‌ای را تنفس کردند.

اما متاسفانه با خیانت قباد و برکنار شدن او و به فرمان انوشیروان حدودهشتاد هزار تا صد و سی هزار نفر از طرفداران مزدک و خود او به طرزفجیعی به قتل رسیدند. طرفداران مزدک به طور برعکس در زمین خاک شدند. پوست خود او را نیز پر از کاه کردند. از دیگر کارهای ساسانیان می‌توان به پاک کردن تاریخ زمان پارت‌ها اشاره کرد. به طوری که درشاهنامه نیز از آن بسیارکم یادشده. آن‌ها از این کار دو هدف داشتند.

پاک کردن آزادی آن زمان از خاطره‌ها.
تحریف دین.
از آن‌جا که قرار بوده هر هزارسال یک منجی ظهور کند حکومت دوباره دست خود را وارد دین و تاریخ کرد و سه دوره‌ی دیگر به دین اضافه کرد تاریخ پارت‌ها را نیز پاک کردند.

باحمله‌ی اعراب به ایران مردم به همان دلایل گفته شده به سمت دین اسلام رفتند اما حکومت‌های خلفای عرب نیز فاسد شدند مانند ساسانیان.

ظهوراسلام
با نابود شدن ساسانیان، آیین زرتشتی نیز به مقدار بسیار زیادی از بین رفت. اما مقدار زیادی از عقاید مردم وارد اسلام و فرهنگ شد. از آن جمله‌اند آناهیتا که بسیاری از نقش‌های او به فاطمه دختر پیامبر داده شد یا مهر. زروان نیز به صورت زمان یا عقاید مربوط به رمل واسطرلاب یا دایره البروج و بخت باقی ماند. یاهفت سین و عقاید مربوط به آن و یا همان کشتن دیو براى بازکردن راه آب و... . چنین عقایدی بسیار زیادند. مقدار بسیار زیادی از باقی ماندن این عقاید را مدیون ابولقاسم فردوسی و کتاب وی شاهنامه هستیم.

اسطوره‌ی آفرینش و فرجام
جهان را اورمزد آفرید و اهرمن آلوده کرد. این دو و طرفدارانشان انتظار نبردی را می‌کشند که قرار است در آن با سرنوشت خود که زروان آن را تعیین کرده روبرو شوند. اما نمی‌توان از سرنوشت فرار کرد و اهریمن در نبردی که سوشیانس، سومین منجی، آن را شروع می‌کند از صحنه‌ی روزگار محو می‌گردد و با برپاشدن رستاخیز هر کس به آن‌چه از نظر اهورامزدا لایق آن است می‌رسد.

منبع
شناخت اساطیرایران، نوشته‌ی جان هینلز، نشراساطیر
ازاسطوره تا تاریخ، مهردادبهار، نشرچشمه












باب الف


در روایات اساطیری ایران اهورامزدا آب را آفرید. اما سه ایزد نیز با آب ارتباط دارند. یکی تیشترکه ایزد باران زا است و با همراهی وایو ابر ایجاد می‌کند و بر زمین باران می‌بارد. وایو ازلحاظ ایجاد موج و طوفان نیز با آب ارتباط دارد. ایزد سوم ایزد بانو آناهیتا است ایزد آبهای پاک. اومعمولاً دارای لباسی بلند ومواج است و با آبهای پاک وآب چشمه ارتباط دارد. به نظر بعضی از محققین بعضی از چشمه‌هایی که هم اکنون درایرن دارای نامهایی مانند چشمه پری درگذشته به آناهیتا ارتباط داشته‌اند.

در اساطیر ایران دریاها پس از حمله‌ی اهریمن و ریزش بارانی که قطرات آن به اندازه تشت بود و بلندای آب روی زمین ایجاد شده بود به قد سه مرد بود ایجاد شدند وایو آبه را به سمت نیمکره‌ی پایینی که ازآب است راندودریای فراخکرت ایجاد شد. اسامی دریاهای اساطیری عبارتند از:

فراخوکرت:این دریای بزرگ یک سوم زمین وبیشتر ویددفش وفرددفش را دربر گرفته‌است و قسمتی از خونیرث را نیز گرفته‌است.درون آن بیشه‌ای قرار دارد.
پوئنتیک:درجنوب خونیرث است(خلیج فارس).
ستویس:پوئنتیک را به فراخوکرت وصل می‌کند.
کمروت:درشمال است واز ترکستان می‌گذرد.
سیاوبن:درسمت آسیای صغیرقراردارد.
دودریایی که از فراخوکرت بیرون زده‌اند و:

یکی درمرز خونیرث و سوه است.
دیگری درمرز خونیرث و ارزه است.
رودهای اساطیری عبارتند از:

رنگها(ارنگ روت):این رود ازالبرز به سوریه می‌رود.
ونگهو(وه روت):از خراسان و هندوستان می‌گذرد و ازآنجا درون دریا می‌ریزد.
گیپتوس:درمصر جریان دارد.
منبع
ازاسطوره تا تاریخ، مهردادبهار، نشرچشمه


آناهیتا ،اَناهید یا ناهید که -در پارسی به معنای دور از آلودگی است - نام ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان. بسیاری از ویژگی‌های این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد. هر دوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوط‌اند.آناهيتاباماه آبان مربوط است. به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا» نیز چون «میترا» از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زرتشت، توسط مردم ایران و نواحی اطراف - ولو به نام‌های دیگر- مورد ستایش قرار می‌گرفت. آناهیتا ظاهرا با جنگاوری نیز مربوط بوده‌است و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او نذر کنند، یاری می‌دهد. در دوران ساسانیان این الهه به یکی از الهه‌های مورد پرستش ایرانیان قرار گرفت. البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان به طور ذاتی یکتاپرست بودند ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار می‌گرفتند.


مجسمه ى آناهیتادر سوره آبان یشت اوستا توصیف این فرشته بسیار دقیق و شاعرانه آمده‌است: در آنجا آمده‌است که در کنار هر یک از رودها و دریاها، کاخ باشکوهی که بر روی هزار پایه قرار گرفته‌است و هزار ستون زیبا و یکصد پنجره درخشان دارد، بر روی صفحه‌ای، بستری زیبا و خوشبوی، آراسته به پالش‌ها گسترده شده‌است. این کاخ بلند و با شکوه از آن دختری زیبا، جوان، برومند و خوش اندام است؛ که کمری زرین بر میان بسته‌است.


آیه‌های دیگر آبان‌یشت ناهید را بصورت دختری برنا، سپیدروی، سپیدبازو، راست‌کردار، بلندبالا و خوش‌صورت و آزاده نژادی می‌بینیم که کمربند بر میان بسته و کفشهای درخشان پوشیده و با بندهای زرین آنها را بسته‌است و زینتهای فراوان دارد. گوشواره‌های چهارگوش زرین به گوش و گردن‌بندی بر گردن آویخته‌است و تاج زرین هشت‌پری که زینتی جقه‌مانند در جلو دارد، آراسته به گوهرهایی که همچون ستاره می‌درخشد برسر دارد.

در جای دیگر او را به کردار دختری دلاور و گردونه‌ران می‌بینیم که بر گردونه‌ای سوار است و لگام چهار اسب بزرگ و سفید و یک‌رنگ و یک نژاد را که نمودار باد و باران و ابر و تگرگ هستند در دست دارد و به سوی دشمن می‌تازد.

همچنین در روایتهای ایرانی آمده‌است که به هنگام زایش زرتشت پاک، آناهید مادر او (دغدو) را نوازش می‌کند و زرتشت پس از تولد در روی او و در روی پدر و مادر می‌خندد. به طور کلی چهره، اندام، زیبایی، اخلاق، کردار و رفتار او نمایانگر یک دختر ناب آریایی و زن اصیل ایرانی می‌باشد. توصیف او با چهره یک بانوی گرامی و ارجمند نشانگر اهمیت و احترامی است که ایرانیان باستان برای زنان قائل بوده‌اند.


پیشینه
با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش «میترا» در ادوار پیش از ظهور زرتشت، بعدها این ایزد در میان ایرانیان تا اندازه‌ای به فراموشی سپرده شد. اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی، «ناهید» چنان مقامی در باورهای ایرانیان به دست آورد که نه تنها پرستشگاه‌های بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی از او می‌بینیم، بلکه تندیس و نمادهای این زن ایزد در اینجا و آنجای این سرزمین پهناور باقی مانده‌است.درضمن می‌بینیم که ایرانیان بعدازاسلام بعضی ازنقش‌های اورامثلاًدرخانواده وازلحاظ زن بودن در فاطمه دختر محمد دیده‌اند.




پرستشگاه‌ها
از میان پرستشگاه‌های ناهید، نیایشگاه‌های همدان، شوش و کنگاور که ویرانه‌های آن هنوز پابرجاست، از همه مجلل تر بوده‌است.


معبدآناهیتا.این معبد در زمان هخامنشیان پایه ریزی شد و در زمان اشکانیان به اوج قداست و احترام دست یافت. این معبد بر روی بلند ساخته شده است که در دشت وسیعی کوههای باشکوه زاگرس آن را احاطه کرده است.و هر کس از هر آئینی تصور می کند که در جایگاه مقدسی ایستاده است . این معبد بعد از اسلام مورد بی مهری زیادی قرار گرفت بطوریکه مردم از سنگهای آن در خانه سازیهای خود یا در کوره های سنگ آهک استفاده می کردند.



اگاش
شورچشمی در بندهش دیوی است که وقتی مردم چیزی را می‌بینند ولی خدا را یاد نکنند آن چیز را نابود می‌کند. در این کتاب از آگاش و شورچشمی جدا است اما هر دو یک وظیفه دارند و آگاش در اوستا ائی تاش نام دارد و مردم را چشم می‌زند و به آنها زیان می‌رساند.



اَرِزَه در اساطیر ایران، اقلیمی در شرق خونیرث که قسمتی از رشته کوه طولانی تیراگ البرز در آن قرار دارد و در بین این کشور و خونیرث دریایی منشعب از دریای فراخکرت قرار دارد در جنوب غربی آن دریای فراخکرت قرار دارد و در کنار رشته کوه البرز قرار دارد.

این کشور معادل تمام کشورهای ماورای هند، افغانستان و پاکستان است. رشته‌کوه درون آن نیز هندوکش و ادامه‌ی این رشته‌کوه ‌است و دریای کنار این کشور نیز خلیج بنگال است که با اقیانوس ارتباط دارد. پس ایرانیان زمان رسمی شدن آیین زرتشتی (حدود ۲۵۰۰ سال پیش) تا همین حدود در مورد شرق اطلاع داشته‌اند و در مورد دریای آن سوی چین و جنوب آن اطلاعی نداشته‌اند و احتمالاً تا حدود مرکز چین ارتباط داشته‌اند

منبع از اساطیر تا تاریخ





استویداد

پرش به: ناوبری, جستجو
مرگ بدترین وترسناک ترین اتفاق زندگی انسان است.دیوان مرگ نیزبسیارترسناک هستند. استویدادکه به معنی شکننده وپراکننده‌ی استخوان هاودیومرگ است دارای کمندی است که باآن قربانیان خودرادردام می‌اندازدوباکمک بوشاسپ آنان رادرخواب می‌کند وهنگامی که برقربانیان خودسایه می‌افکند آنان گرفتارتب می‌شوندووقتی به آنها می‌نگرد می‌میرند



اسپنجروش دیو در اساطیر ایران يار اپوش و دشمن ايزد باران تیشتر،است.



امشاسپندان

امشاسپندان به معنی نامردگان نیکو دختران وپسران اهورامزدا وهریک یکی ازنمودهایاهورامزدا هستند.دراساطیرهنداین موجودات مقدس رابانام اهورا یااهوره که موجودات شریری اندمی بینیم.درابتداودرگفته‌های زرتشت هفت تنندولی در طول زمان گاهی بابعضی ازایزدان به سی تن نیزرسیده‌اند.






قبل اززرتشت
قبل اززرتشت بااین نام‌ها نقش چندانی درمذهب نداشتند.



زمان زرتشت
زرتشت ازازهفت باشنده یا نمودخداکه به خواست واراده‌ی خداآفریده شده اندنام می‌برد.به نام‌های سپنته مینو وهومنه اشه خشتره ویریه ارمیتی هوروتات امرتات به ترتیب به معنی روح مقدس(بخشنده)اندیشه‌ی نیک راستی شهریاری مطلوب فداکاری کمال ونامیرایی هستند.این نمودها واسطه‌ی خداوانسانندوزرتشتیان برای جلب شفاعت آنهاقربانی می‌دادند.


بعد اززرتشت
درگذرزمان اهورامزداباسپنته مینویکی می‌شودوسروشه جای اوراپرمی کندتاتعدادامشاسپندان هفت تن بماند.

هریک ازاینهاحمایت بخشی ازمخلوقات رابرعهده دارند:وهومنه حیوانات اشه آتش خشتره ویریه فلزات ارمیتی زمین هوروتات آب امرتات نباتات. انسان تحت حمایت اهورامزدااست.

منبع
شناخت اساطیرایران نوشته‌ی جان هینلزنشراساطیر






اشون
اشون پيروان اشه كه همان راستى وفرمانرواى بهشت است.آنان دربهترين مكان بهشت جاى ارندداراى لباس هاى تميزورنگارنگ هستندودرخانه هاى زيبانورانى وگرم جاى دارند.دشمنان آنان درگون نام دارند.





اهورامزدا(سپنتا مینو) سرور دانا و ایزد ایزدان در اساطیر ایران. خردمنداست و نه دروغ می‌گوید نه فریب می‌خورد. سرور بخشنده‌است و خیر مطلق و مادر و پدر آفرینش. ازلی و ابدی است ولی تا قبل از ظهور سوشیانس به علت عهدی که در هنگام تولد از زروان با اهریمن برادر شریرش بسته محدود است.

او دارای ردایی آراسته به ستارگان و چشمانی چون خورشید است و سریر پاکش درعرش اعلی جای دارد و در دربار او امشاسپندان که هر یک نمادی از اویند جای دارند.




دوره‌ها
]تولد
درآغاز میان آن دو تعارضی نبود و با آن که اهورامزدا از روح پلید او آگاه بود اهریمن از وجود او ناآگاه بود. هنگامی که او به همراه برادرش در شکم پدر بود و از آنجا که همه چیز را می‌داند از سوگند زروان آگاه شد و به اهریمن که در نقطه‌ی مقابل او جای دارد و پلیدی ونادانی کامل است آن را گفت او هم شکم پدرش را درید و این چنین شدکه فرمانروای جهان شد. اما سرور دانا به شرطی که اهریمن نیکی را بستاید پیشنهاد آشتی داد. اهریمن حریص که زیبایی اورمزد را دید نپذیرفت. اورمزد دوره‌ای مشخص برای نبرد تعیین کرد و اهریمن کندهوش پذیرفت. سپس اهورامزدا سرودمقدسی خواند و اهریمن ازشدت ترس به مدت سه هزارسال درتاریک‌ترین نقطه‌ی دوزخ مدهوش افتاد.

آفرینش(دوره‌ی اول)
دراین مدت اهورامزدا شروع به آفرینش امشاسپندان ایزدان آسمان آب آتش زمین گیاهان حیوان(گاو) و انسان (کیومرث) کرد و همه‌ی آن‌ها به اهورامزدا و نه اهریمن تعلق دارند.

دوره‌ی دوم
پس از بیدار شدن اهریمن او و دیوانش در نخستین نبرد به مخلوقات اهورامزدا حمله می‌کنند. گاو و کیومرث مردند ونیکی و بدی درآمیختند و دروج (دروغ) در برابر راستی قرار گرفت و جهان مادی در مرز ویرانی قرارگرفت اما اهریمن پیروز نهایی نبرد نبود چون توسط فروهرها دربین زمین و گنبد آسمان زندانی شد و این تازه آغاز نبرد است. تیشتر با باران پلیدی را به کار راند و از مردن گاو غله و گیاه دارویی رویید و از کیومرث مشی و مشیانه روییدند.

نقش اودرادیان
باآمدن زرتشت نقش اهورامزدا پررنگ‌تر می‌شود. قبل از آن اهریمن هم ردیف وی بود. مهر زروان آناهیتا و دیگر ایزدان وامشاسپندان هم برای خود پیروان و معابدی داشتند اما در زمان زرتشت مقام همگی بسیار نزول کرد. در دین زرتشت بعد از اهورامزدا به ترتیب امشاسپندان مهر آناهیتا ایزدان زروان قرار دارند.درگذشته نماداوسياره ى مشترى بودوماه دى نيزازآن اوست.

اماباگذرزمان مهر آناهیتا و زروان دوباره وارد اعتقادات ایرانیان شدند و پیروانی یافتند.


دراين نقش برجسته واقع درنقش رستم اردشير اول رامى بينيم كه درحال گرفتن تاج ازاهورامزدا(درراست)است.دراين تصويراورمزدسراهريمن واردشيرسر اردوان آخرين پادشاه پارتى.دراين تصويراردشيرهمترازاورمزد نشان داده شده كه اين نشان ازنابودى تعاليم حقيقى زرتشت درزمان ساسانيان دارد









برای اهریمن (از اوستایی انگره‌مَینیو) بر پایه اسطوره‌های ایرانی همزاد دوقلوی اهورامزدا است.انگره مینوسروردیوان است.اهریمن دارای هفت فرمانده بزرگ دیو است که هر یک مسبب قسمتی از شر جهان هستند که آنها گروه کثیری از دیوها را تحت فرمان خود دارند.اوانتهای تمام صفات بدی است که انسان می‌تواند بدان برسد.صفاتی همچون دروغ نادانی بی نظمی تباهی تنبلی فانی بودناندیشه گفتاروکردار بد.هدف اوفقط نابودی است چون به آفرینش اهورامزدارشک می‌بردوبه ناحق آن راازآن خودمی نامد. درارداویراف نامه آمده‌است که تیره ترین وآلوده ترین مکان دوزخ جایگاه اوست.درمغاکی تیره و تار در شمال جهان نزدیک جایی که خضردرآن به آب حیوان دست یافت. اوگاهی به هیبت مارچلپاسه یا جانی زیبارو در می‌آید. او مرگ زشتی بیماری و... و همه‌ی بدی‌ها را آفرید.



دوره‌ها
[] تولد
اهریمن را در پارسی اهرِمن هم می‌گویند. می‌شود او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست. پدرش زروان خدای زمان است. زروان سوگند خورده بود که چیرگی بر جهان را به فرزندش دهد، ولی هنگامی که اهریمن زاده شد از سوگندش پشیمان گشت. به ناچار چنین خواست که جهان گاهی در چیرگی اورمزد باشد و گاهی در چیرگی اهریمن. هر چیرگی هزار سال به درازا می‌انجامد.سرور دانا به شرطی که اهریمن نیکی را بستاید پیشنهاد آشتی داد. اهریمن حریص که زیبایی اورمزد را دید نپذیرفت. اورمزد دوره‌ای مشخص برای نبرد تعیین کرد و اهریمن کندهوش پذیرفت. سپس اهورامزدا سرودمقدسی خواند و اهریمن ازشدت ترس به مدت سه هزارسال درتاریک‌ترین نقطه‌ی دوزخ مدهوش افتاد. همه زشتی‌ها و بدی‌های گیتی‌زاده‌ی‌ اهریمن بدنهاد است.

دوره‌ی اول
دراین مدت اهریمن دردوزخ خواب است.

دوره‌ی دوم
جهی اهریمن را از خواب بیدار می‌کند و با یاری دیگر دیوان به نبرداهورامزدامی‌رود.پس از بیدار شدن اهریمن او و دیوانش در نخستین نبرد به مخلوقات اهورامزدا حمله می‌کنند. گاو و کیومرث مردند ونیکی و بدی درآمیختند و دروج (دروغ) در برابر راستی قرار گرفت و جهان مادی در مرز ویرانی قرارگرفت اما اهریمن پیروز نهایی نبرد نبود چون توسط فروهرها دربین زمین و گنبد آسمان زندانی شد و این تازه آغاز نبرد است. تیشتر با باران پلیدی را به کار راند و از مردن گاو غله و گیاه دارویی رویید و از کیومرث مشی و مشیانه روییدند.

در دین زردشت باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر (سپندمینو - اثر روشنی) و شر (انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگر هستند. دراین دوره روح انسان بین این دو نیرو گرفتار است و توسط هر یک از آن‌ها به سمت خوبی‌ها و بدی‌ها کشیده می‌شود.

نبردواپسین
سرانجام در پایان کار درنبردسوشیانس اهریمن نابود شده و اورمزد براو چیره می‌شود و کار جهان یک‌سره به نیکی خواهد گرایید.

دین وفلسفه
درمتن‌های قدیمی آفرینش تمام موجودات شیطانی درزرتشتیت به اونسبت داده شده درحالی که درمتون جدیدترگفته شده‌است که اهریمن دارای شکل مادی نبوده ومینوی است.این تفکربدان جهت است که اهورامزدا که خالق تمام جهان مادی است بدی رانیافریده‌است.ازاین تفکرمی توان نتیجه گرفت که دیوان نیزمادی نمی‌ باشند. درضمن موجودات شیطانی (مورچه مار گرگ جغد و تمام موجودات زیانبار برای انسان) را نیز خدا آفریده و خودشان بدی را انتخاب کرده‌اند.




منابع
دانشنامه ویکی پدیا
شناخت اساطیرایران نوشته‌ی جان هینلزنشراساطیر






اندر همان ایندره خدای جنگجوی هندو است. این دیو وظیفه دارد که باعث افسرده شدن انسان‌ها شود. او روح سرکشی را نیز در برابر ایزدان در انسان بیدار می‌کند.

اندر دومین دیو از کماله‌ی دیوان است که اهریمن آفرید





اپوشه يااپوش دیوخشكسالى وقحطى است.اپوش به هيئت اسبی سیاه ومهيب به نبردتیشتر ایزدباران مى رود.درنبرداول كه سه شبانه روز طول مى كشد به علت اينكه مردم براى تیشتر قربانى ندادنداپوش نيرومندتربودوبرايزدباران پيروزگشت اماباردوم باحمايت اورمزدودادن قربانى از سوى اوتيشترپيروز مى گرددوباران مى باردوخشكسالى ازبين مى رود.اين نبردنمادين هميشه ودرهنگام باران رخ مى دهد.












اژدها یکی از در فرهنگ‌های جهان است. اژدها در اساطیر جهان جایگاه ویژه‌ای دارد.



واژه‌شناسی در فارسی
ریشه واژه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورت‌هایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» دارد، به معنی «ماری است افسانه‌ای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.»

اژدها یا اژدر که در زبان اوستایی «اژی» (-aži)، در زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) «از» (az) و در زبان سانسکریت «اهی» (-ahi) خوانده و نامیده می‌شود، به معنی «مار یا افعی مهیب و سهمگین» است. در متون کهن ایرانی، گاه این واژه به گونة عام بکار می‌رود و زمانی نیز با کلمات خاصی همچون «دهاکه» (دهاک) و «سروره» در می‌‌آمیزد و «اژی دهاکه» (ازدهاگ و ضحاک) و «اژی سروره» (اژدهای شاخدار) را پدید می‌‌آورد که در تاریخ اساطیری ایران، هماوردان سهمگین فریدون و گرشاسپ هستند.

در اساطیر و ادبیات جهان
اژدها جانوری است که در کهن‌ترین سنن نماد ویرانکاری و نیز آب و آبادانی بوده است. روزگاری دراز اساطیرشناسان می‌‌پنداشتد که اژدها نمایشگر سَّر و انگیزه پیشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششی است رای رهائی یافتن از قدرت درهم شکننده اژدها.

رابطه میان اصل و آغاز جهان و اژدها در کیهان‌شناسی بابلیان آشکار است. در این کیهان‌شناسی، تیامات یا اژدهائی که نماد ظلمت آغازین است غالباً بصورت ماری خشمگین نموده شده و مردوک یا قهرمان خورشیدی بر آن چیره می‌شود. بدینگونه جهان روشن پدرسالاری جهان آغازین مادرشاهی را تسخیر می‌کند.

در مصر باستان اژدها رمز طغیان‌های بزرگ رود نیل بوده است و سود و زیان آن طغیان‌ها را که بارور کننده یا ویران کننده‌اند نشان می‌‌داده است. از اینرو اژدها غالباً هم با خداوند اُسیریس و هم با الهه‌ی هاتور همانند می‌شده و گاه نیز از لحاظ خیر و برکتی که داشته با اسیریس و به سبب ویرانکاریش با «ست» دشمن ازیریس یکی می‌شده است.

اژدها همیشه حیوانی نیرومند و سهمگین پنداشته شده و گاه ‐ چنانکه در چین ‐ مقدس بوده و پرستیده می‌‌شده است زیرا او را بخشنده‌ی آب و باران می‌‌دانسته‌اند. در بعضی نقاط اژدها را همان تمساح دانسته و پنداشته‌اند که تمساح آورنده باران است. اقوام بسیار معتقد بودند که اژدها خدای طوفان و هوای بد و سیل و دیگر بلاهای آسمانی است و طوفان بر اژدها سوار شده موجب لغزش زمین و زمین‌لرزه می‌شود. تقریباً همه جا اژدها با شب و تاریکی و بطن مادری و آب کیهانی پیوسته و مربوط بوده است.

برخی از اژدهاهای چندسر مشهورند چون لادون که نگاهبان سیب‌های زرین هسپریدها بود. بعضی اژدهاها یا مارهای چند سر نیز شاخ‌هایی به اشکال گوناگون داشتند از قبیل اژدهای قرمز هفت سر بنام آپوکالیپس، وانی, اژدهای چینی و ژاپنی نیز چندین شاخ دارد. نزد اقوام سرخ پوست پوئبلو مار شاخدار نماد روان و روح آب بوده است، و به باور مانی شیطان یا اهریمن درآغاز بر آب‌ها فرمان می‌‌راند، «او همه چیز را تباه می‌‌کرد و ویران می‌‌ساخت».

در اساطیر و ادبیات ایران
سیمای اژدها در تاریخ اساطیری ایران، در نهایت سهمناکی، زشت‌رویی و پلشتی است. آنها از نخستین یاران اهریمن می‌‌باشند که آفرینش نیکوی اورمزد را آشفته می‌‌نمایند؛ ولی توانایی تباه آن را ندارند. اگر فدیه‌ی گران‌بهایی نثار ایزدانی همچون آناهیتا و وای می‌کنند (یشت ۵، بندهای ۲۹‐۳۱ و ۴۱‐۴۳ و نیز یشت ۱۵، بندهای ۱۹‐۲۱). بر اساس ادبیات اوستایی، هنگامی که اورمزد نخستین سرزمین نیک خویش را می‌‌آفریند (ایرانویج)، آنگاه اهرمن همه تن مرگ برای تباهی آن، اژدهایی (اژدهای سرخ) را در رود دائیتی پدید می‌‌آورد (وندیداد ۱، بندهای ۲‐۴). از سوی دیگر نیز ایزد هم با رزم‌افزارهای خود به نبرد با اژدهای زرد برمی‌‌خیزد تا او را نابود سازد (یسنه ۹، بند ۳۰).

بر اساس ادبیات ودایی و اوستایی، دو اژدهای ورتره و اپه اپوشه (اپوش)، آبها را در دژ جادویی خود اسیر، ابران آسمانی را سترون و زمین را خشک و کویر می‌‌سازند؛ ولی سرانجام به دست ایزدان ایندره و تیشتر تباه می‌‌گردند. از دیگرسو نیز اژی دهاکه (ازدهاگ/ضحاک) و افراسیاب تورانی نشان از اژدهایان اساطیری دارند که با گذشت زمان و به هنگام تغییر ساختار ساده و نخستین (روایت اوستایی) داستان به شکل پیچیده و پویا (روایات پهلوی ساسانی و خدای نامه)، جامة نوین پادشاه انیرانی (= نا ایرانی) را بر تن می‌‌نشانند. خشکسالی، سترونی، زوال و مرگ، ارمغان دشخدایی آنان بر ایران می‌‌باشد.

پرداخت شخصیت و ویژگی‌های اژدها در روایات اساطیری چندان کامل و دقیق نیست، زیرا اسطوره تنها به آن بخش از سرگذشت زندگی یک بوده‌ی اهریمنی (یا حتی قهرمان) می‌‌پردازد و آن را آنچنان می‌‌بالاند و با شکوه و اغراق درمی‌‌آمیزد که برای نمایش جهان‌بینی ویژه‌ی خویش و دیگر اهداف خود نیاز دارد. اما این پرداخت در روایات حماسی (برخلاف نمونه‌های اساطیری شکل کامل‌تر و پویاتری دارد و اژدها در این داستان‌ها چهره‌های گوناگونی دارد که از میان آنها دو گونه بیش از دیگر نمونه‌ها دیده و تکرار می‌شود.

اژدها در نخستین چهره، سیمای «فرمانروای بیگانه اژدروشی» را به خود می‌‌پذیرد که با تازش بر ایرانشهر و چیرگی بر پادشاه این سرزمین، فرمانروایی را در دست می‌گیرد، زندگی مردمان و ستوران آنان را تباه، باران و آب را دربند و خشکی و نیاز را بر سرتاسر زمین حکمفرما می‌‌سازد. این فرمانروای دژکامه انیرانی با رزم‌افزار جادویی و سپند قهرمان بی‌همتایی از تبار پادشاهان نیکوی ایرانی، تباه می‌گردد. آشتی، آرامش و زیبایی ارمغان پادشاهی نیک قهرمان بر ایران زمین است. روایت کارزارهای «فریدون و ضحاک»، «اسفندیار و ارجاسپ تورانی» (هر دو به نقل شاهنامه) و داستان نبرد پادشاهانی همچون «منوچهر، زو و کی خسرو با افراسیاب اژدهاوش» را می‌توان در شمار گونه‌هایی جای داد که اژدها با چهره‌ی پادشاه دژکامة انیرانی پدیدار می‌گردد.

در کنار سیمای فرمانروای بیگانهٔ بیدادگر، اژدر در برخی دیگر از روایات حماسی اژدهاکشی چهره‌ی دیگری را نیز نمایان می‌‌سازد. بر پایه این داستان‌ها، او همچون «مار یا سوسمار مهیب و غول آسایی» است که توصیف تنومندی پیکر و سهمناکی کردارش با گزافه، اغراق و مقیاس‌های فرابشری درمی‌‌آمیزد و خانه در بیشه‌های شگفت انگیز، کوهستان خشک یا آبهای شور دارد. بدین گونه او با چنگال‌هایی مرگبار و دم آهنج، بال‌هایی بزرگ و سیاه، گاه پیکری روئین‌تن و نیز با آتش سوزانی در کام خود به سوی مردمان و ستوران آنها می‌‌تازد و آنان را می‌‌اوبارد (= می‌‌بلعد). پادشاهان یا پهلوانان بزرگ ایران زمین به یاری گرز جادویی خویش به کارزار با اژدر بیم افزا برمی‌‌خیزند و نیروی تباهی و ویرانی را در پیکر سیاه و سهمناک اژدها سرد و خاموش می‌‌سازد.

روایات پیکارهای هوشنگ با دیوان مزندر و اژدهای خونین چشم (بنا بر شاهنامه)، فریدون و اژی دهاکه (بر پایه ادبیات اوستایی)، گرشاسپ با اژدهای شاخدار، دیو آبزی گندرو (بنا بر متون اوستایی) و ازدهاگ (بر پایه ادبیات پهلوی)، سام با اژدهای کشف رود (بر پایه شاهنامه)، رستم و اسفندیار با اژدران سهمگین خان سوم هفت‌خان (بنا بر شاهنامه) و سرانجام داستان کارزار رستم با اژدهای روئین‌تن مشرق‌زمین را می‌توان در شمار گونه‌هایی جای داد که اژدها با چهرهٔ یک «جانور زهرآگین آتشین دم غول آسا» پدیدار می‌گردد.

اما در روایات تاریخی-افسانه‌ای ایران زمین، اژدهایان آتشین دم جای خود را به جانوران زیانکار و ددان اژدروشی می‌‌دهند که بیشه‌های ایرانشهر یا دشت‌های سرزمین‌های همجوار را با پلیدی و مرگ می‌‌آلایند. بیشتر این ددان که در دامنة کوه‌های بلند، بن دریاهای ژرف یا بیشه‌های شگفت انگیز خانه دارند، مردان را می‌‌درند و زنان و دختران پادشاه و بستگان او را می‌‌ربایند و از آن خود می‌‌سازند. در این گونه روایات با تباهی مردمان، ستوران، پدیده‌های نیکوی گیتی یا مرگ همسر یا دختر زیبارویی شاه به دست ددان اژدهافش، پهلوانانی همچون رستم (در روایات ماندایی و عامیانه)، گشتاسپ، اسفندیار (در روایت عجائب المخلوقات طوسی)، اسکندر مقدونی، اردشیر پاپکان، بهرام گور و بهرام چوبین به کارزار بر می‌‌خیزد و آنها را تباه می‌‌سازند.

برای بررسی بهتر و ژرف تر جهان بینی، درون مایه و ساختارهای درونی و برونی داستان اژدهاکشی در ادبیات کهن ایران و روند دگرگونی آن در درازنای زمان، روایات گوناگون این داستان را می‌توان در چهار گونة بنیادی «اساطیری»، «حماسی»، «تاریخی-افسانه‌ای» و «قصه‌های عامیانه (فولکلوریک)» دسته‌بندی کرد. زیرا انگاره و بن‌مایه‌های باستانی هریک از گونه‌ها دارای ساختار همانند و همگونی است و ردپای آئین‌های یک‌سانی در پس روایات گوناگون هر یک از این گونه‌های چهارگانه دیده می‌شود. از سوی دیگر، با نمادزدایی و بررسی روایات وابسته به یکی از گروه‌ها، می‌توان کارکردهای آئینی و بنیان‌های دینی همسانی را دید که تنها از آن روایات یکی از گونه‌ها است؛ به شکلی که داستان‌های گروه‌های دیگر از آن بی‌بهره‌اند. از این رو، گرچه می‌توان همگونی بسیاری را میان روایات گوناگون داستان اژدهاکشی دید؛ ولی برای بررسی بهتر ساختارهای درونی و برونی داستان، می‌‌باید پس از دسته‌بندی هریک از روایات در یکی از گروه‌های چهارگانه، به بررسی انگاره‌ها و بن مایه‌های کهن و نیز آئین‌های وابسته به آن پرداخت که در پس لایه‌های نوین داستان پنهان هستند.

اژدهاکشان
در داستان‌های پهلوانی و اساطیری ایران از گرشاسپ و رستم به عنوان پهلوانان اژدهاکش نام برده شده است.

منابع
ستّاری، جلال، رموز قصّه از دیدگاه روانشناسی اژدها و مار و شاخ.
رستگار فسایی، منصور، اژدها در اساطیر ایران، تهران ۱۳۷۹، انتشارات توس.
رضی، هاشم، دانشنامه ایران باستان: عصر اوستایی تا پایان دوران ساسانیان، تهران ۱۳۸۱، انتشارات سخن.
دانشنامه ویکی پدیا








درآیین زرتشت امشاسپندان تنهاباشندگان آسمانی نیستند یزته‌ها یا ایزدان یعنی باشندگان در خور ستایش نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند.




مهمترین ایزدان
در مجمع آسمانی ایزدان از نظر مقام پس از اهورامزدا و امشاسپندان قرار دارند. در این بین ایزدانی که ماهی به آن‌ها اختصاص داده شده از اهمیت بیشتری برخوردارند. مهمترین این‌ها مانند مهر آناهیتا و تیشتر یشت و سرود خاص خود را دارند.

مهر: ایزد پیمان که هیچ چیزی در نظر او از پیمان‌شکنی بدتر نیست. او به صورت پسری پانزده ساله سوار بر گردونه و دارای هزار گوش و هزار چشم است. ماه مهر از نام اوست.
آناهیتا: ایزد نگهدار خانواده و آب پاک که دارای جامه‌ای موج‌دار است. ماه آبان از نام اوست.
تیشتر (تیر): ایزد باران که نقش عمده‌ای در نبرد آغازین ایفا می‌کند. ماه تیر از نام اوست.
وایو: ایزد باد. او و زروان مرموزترین شخصیت‌های اسطوره‌ای ایرانند. او هم مانند زروان نه شر است نه خیر. بلکه دارای دو ذات خوب و بد است.
هومه: گیاه و خدا (در هند سومه). او در یکی از مراسم آیینی که گرفتن آب شیره‌ی این گیاه است اهمیت دارد. وی همچون مؤبدی است که با قربانی کردن نمادین خود موجب شکست شر می‌شود.
آتر یا «آذر»: ایزد آتش. ماه آذر از نام اوست.
ورثرغنه (بهرام): (در هندی ایندره) مفهوم پیروزی.
رپیثوتین: سرور گرمای نیمروز. او به نوعی ایجادکننده‌ی تعادل در کار تیشتر است.
دیگرایزدان
آپام نپات
رام
رشن
ارد
اوش بام
چیستا
دین
اشتاد
زامیاد
گوشورون
آسمان
ماه
خورشید
زروان
نریوسنگ
مار سپند
پیشینه
بیشتر این‌ها نمادند و پیش از زرتشت خدای نمودهای طبیعی و سیارات و بعضی مفاهیم انتزاعی بوده‌اند. این‌ها پیش از زرتشت برای خود معابدی داشتند




اکومن دیوی است که باعث می‌شود اندیشه‌ی بد به ذهن آفریدگان راه یابد. او دشمن وهومن است.

اکومن اولین دیوی است که اهریمن از کماله‌ی دیوان آفرید
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 17:4  توسط آذرتاش  | 
رپيثوين ، سرور گرماي نيمروز






رپيثوين سرور گرماي نيمروز و سرور ماه‌هاي تابستان و قرينه‌ي لازم و سود بخشي براي تيشتر است. خورشيد پيش از ورود شر ، هنگامي كه بي‌حركت در بالاي جهان ايستاده بود، در پايگاه رپيثوين قرار داشت. بنابراين رپيثوين سرور جهان آرماني است.

به عقيده‌ي زردشتيان اهوره‌مزدا در زماني از روزكه متعلق به رپيثوين است، قرباني كرد و از آن آفرينش به وجود آمد. در پايان جهان نيز ، در زمان متعلق به رپيثوين است كه رستاخيز به انجام مي‌رسد. بنابراين ، او فقط سرور زمان اوليه نيست ، بلكه سرور زمان «بازسازي جهان» نيز هست.او همه ساله فعال است : هر وقت كه ديو زمستان به جهان هجوم مي‌اورد رپيثوين در زير زمين پناه مي‌گيرد و آب‌هاي زيرزميني را گرم نگاه مي‌دارد تا گياهان و درختان نميرند. بازگشت سالانه‌ي او در بهار بازتابي از پيروزي نهايي خير است كه وي بر آن سرپرستي خواهد داشت. هنگامي كه سرانجام شر مغلوب شود و فرمانروايي خدا بر زمين آشكار گردد،

« . . . (آن زمان) شبيه سال است كه در بهاران درختان به شكوفه مي‌آيند. . . ، همانند برخاستن مردگان ، برگ‌هاي تازه از شاخه‌هاي گياهان و درختان خشك بيرون مي‌آيند و بهاران موسم شكوفه دادن است.»(زادِسْپَرَم،فصل 34 بند 27 ، رپيثوين و نوروز ، ص 203)


جشن رپيثوين بخشي از جشن نوروز است، هم روز نو در سال واقعي است و هم روز نو در زمان آرماني آينده . آمدن رپيثوين به زمين ،‌ زمان شادي و اميد به رستاخيز است ، نمادي است از پيروزي نهايي و هميشگي آفرينش نيك.

- - - - - - -

پيش از اين مطالبي درباره‌ي شخصيت‌هايگوناگون خدايان ايران باستان ديديم . برخي مانند واي آشكارا به سنت هندوايراني تعلق دارند، درمورد اصل بعضي ديگر مانند رپيثوين نمي‌توان يقين داشت. در حالي كه بعضي مانند بهرام نشان دهنده‌ي تصورات انتزاعي هستند، بعضي ديگر مانند تيشتر نمادي از پديده‌هاي طبيعي‌اند. بعضي مانند ناهيد به زباني كه خاص توصيف انسان است، وصف شده‌اند و بعضي ديگر مانند رپيثوين چنين توصيفي ندارند. در اسطوره‌ي مربوط به ناهيد اشاره‌اي به نبرد گيهاني نرفته اما در افسانه‌ي مربوط به تيشتر اين مطالب به وضوح آمده است. بنابراين ، تنوع بسياري در تصورات مربوط بهخدايان مختلف وجود دارد.

تا اينجا از خداياني كه با آيين‌هاي ديني مربوط هستند، كم سخن به ميان آمده است. در حقيقت در همه‌ي سنت‌هاي ديني ، مناسك محور زندگي مذهبي هستند، از اين رو از اين پس به خدايان ايراني باستاني كه با آيين ارتباط دارند ، مي‌پردازيم.


مطلب برگرفته از كتاب:« شناخت اساطير ايران» ، جان هينلز
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 17:3  توسط آذرتاش  | 
وِرِثْرَغْنَه (بهرام) ، پيروزي

درحالي‌كه واي و تيشتر را با پديده‌هاي طبيعي مربوط مي‌دانند و از اناهيتا (ناهيد) با كلماتي صميمانه و مهرآميز ياد مي شود ، بهرام وجودي است انتزاعي يا تجسمي است از يك انديشه و تعبيري است از نيروي پيشتاز و غير قابل مقاومت پيروزي .

در سرودي كه بدو اختصاص دارد(يشت 14) آمده است كه بهرام ده تجسم يا صورت دارد كه هر كدام از آن‌ها مبين نيروي پوياي اين خداست. نخستين تجسم او باد تند است؛ تجسم دوم او هيأت گاو نر زردگوش و زرين شاخ است ؛ سومي هيأت اسب سفيدي است با ساز و برگ زرين ؛ چهارمي هيأت شتر باركش تيزدنداني است كه پاي بر زمين مي‌كوبد و پيش مي‌رود ؛ پنجمي هيأت گراز تيزدنداني است كه به يك حمله مي‌كشد ؛ هم خشمگين است و هم زورمند ؛ ششمي هيأت جواني است به سن آرماني پانزده‌سالگي ؛ هفتمي هيأت پرنده‌ي تيزپروازي است كه شايد كلاغ باشد(بيشتر دانشمندان اين پرنده را «باز» مي‌دانند.) ؛ هشتمي هيأت قوچ وحشي است؛ نهمي بز نر جنگي‌است ؛ و بالاخره دهمي مردي است كه شمشيري زرين‌تيغه در دست دارد.

شباهت اين شكل‌هاي بهرام و تيشتر كه هر دو به صورت مرد و گاو نر و اسب درمي‌آيند ، آشكار است. در تصور ايرانيان ،‌چگونه خدايان مي‌تواننند به صورت‌هاي گوناگون درآيند؟ چنانكه بعداً به تفصيل خواهيم ديد، زردشتيان بر اين باورند كه هر چيزي در جهان روحاني («مينوگ»:مينو) استعداد آن را دارد كه صورتي مادي ( يا «گيتيگ»:گيتي) داشته باشد و معتقدند كه جهان به همين ترتيب به‌وجود آمد. جهان روحاني صورت مادي به خود گرفت . اما درحالي كه موجودات زميني « صورت ماديي به خود مي‌گيرند كه مناسب طبيعت آن‌هاست»،‌ موجودات آسماني يا ايزدي نيز مي‌توانند به اشكال گوناگون به «صورت مادي در‌آيند»- و از اين روست كه تيشتر به سه شكل و بهرام به ده شكل در‌مي‌آيد.

بهرام ايراني، برخلاف همتاي هندي خود«ايندرَه» يا همتاي ارمني‌اش «وَهَگْن» ، اسطوره‌اي ندارد كه در آن سخن از غلبه‌ي او بر غول يا اژدهايي درميان باشد. در عوض ، او بر «‌ شرارت آدميان و ديوان » غالب مي‌آيد و نادرستان و بدكاران را به عقوبت گرفتار مي‌كند. از نظر نيرو ، نيرومندترين و از نظر فره ، فره‌مندترين است. اگر به شيوه‌اي درست براي او قرباني كنند ، در زندگي و در نبرد پيروزي مي‌بخشد. اگر به شيوه‌اي درست او را نيايش كنند ، نه سپاه دشمن وارد كشورهاي آريايي مي‌شود و نه بلا. بنابراين ، بهرام نماينده‌ي نيروي غيرقابل مقاومت است. وي اساساً خدايي جنگجوست.

دو تجسم از تجسم‌هاي او به ويژه محبوبيت همگاني دارد ، يكي تجسم او به شكل پرنده‌يي بزرگ و ديگري به صورت گراز. ايرانيان قديم به پر كلاغ با احساس ترسي آميخته با خرافات مي‌نگريستند و مي‌پنداشتند كه پر اين پرنده انسان را حفظ مي‌كند و براي او نيكبختي و فره به همراه مي‌آورد.احتمالا كلاغي كه در تصاوير مهري بناهاي تاريخي رومي همراه مهر(ميترا)ست، در اصل نمادي از خداي پيروزي براي همراهي يا ياري اين خداست.

البته آمده است كه بهرام در يكي ازاشكال خود كه گراز باشد ، مهر را همراهي مي‌كند. اين شكل به ويژه نمادي مناسب براي نيروي پيشتاز پيروزي‌ است. در يشت دهم كه سرود باستاني مختص مهر است ، اين تصوير آمده است كه بهرام پيشاپيش مهر در پرواز است:

«به صورت گراز نر وحشي پيشتاز با پنجه‌هاي تيز و دندان‌هاي پيشين تيز، گرازي كه به يك حمله مي‌كشد. . . ، او پاهاي پسين و پيشين آهنين ، پي‌هاي آهنين ، دُم آهنين و فك آهنين دارد.»

همه‌ي دشمنانش را به سرانجامي خونين دچار مي‌كند:

« در دم همه چيز را پاره پاره مي‌كند و استخوان، مو ، مغز و خون پيمان‌شكنان را بر روي زمين درهم مي‌آميزد.»(يشت دهم، بند 72-70 ، گرشويچ، مهريشت، ص 107 به بعد)

جاي شگفتي نيست كه بهرام به خصوص در ميان سربازان محبوب بوده باشد ، و احتمالاً سربازان بوده‌اند كه آيين نيايش او را به سرزمين‌هاي دوردست برده‌اند. او در پس چهره‌ي هراكلس (هركول) در كوماگنه، وَهَگْن در ارمنستان ، وَرْلَگْن در ميان سكاها ، وَشَغْن در سغد ، و اَرْتَغْن در خوارزم قرار دارد. بهرام در سكه‌هاي هندوسكايي و شايد – همان‌گونه كه ديديم- در بناهاي تاريخي مهري(ميترايي) متجلي است.
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 17:1  توسط آذرتاش  | 
اَناهيتا ( ناهيد ) ، آب‌هاي نيرومند بي‌آلايش

طبيعي است كه در بسياري از دين‌ها سرچشمه‌ي زندگي و باروري را به صورت موجودي مادينه تصور كنند. در ايران ايزدبانو اَرْدْوي سُورا اناهيتا يعني آب‌هاي نيرومند بي‌آلايش ، سرچشمه‌ي آب‌هاي روي زمين است . ا

او منبع همه‌ي باروري‌هاست؛ نطفه‌ي همه‌ي نران را پاك مي‌گرداند، رحم همه‌ي مادران را تطهير مي‌كند و شير را در پستان مادران پاك مي‌سازد. در حالي كه در جايگاه آسماني خود قرار دارد، سرچشمه‌ي درياي گيهاني است. او نيرومند و درخشان ، بلندبالا و زيبا ، پاك و آزاده توصيف شده است. درخور آزادگي خويش تاج زرين هشت پره‌ي صد ستاره‌اي بر سر دارد. جامه‌اي زرين بر تن و گردن‌بندي زرين بر گردن زيباي خود دارد.

اين توصيف‌هاي روشن حكايت از آن دارد كه از زمان‌هاي قديم تنديس‌هاي اين ايزدبانو در مراسم پرستش او وجود داشته است. بي‌گمان از زمان اردشير خوش‌حافظه(اردشير دوم هخامنشي كه يونانيان به وي لقب Mnemon داده‌اند.)به بعد اين تنديس‌ها بخشي ا زآئين پرستش او را تشكيل مي‌داده است ، زيرا يكي از تاريخ نويسان قديم يونان (برسوس)روايت مي‌كند كه اين شاه مجسمه‌هايي را از او در شهرهاي دوردست بابل و دمشق و همدان و سارد و شوش برپا كرده بود. ناهيد ايزدبانوي محبوب مردم در بسياري از سرزمين‌ها شد. در ارمنستان « فره و زندگي ارمنستان ، زندگي بخش ،‌مادر همه‌ي خِرَدها ، خيرخواه همه‌ي نژاد بشر ، دختر ارمزداي(اهوره مزدا)‌ بزرگ و نيرومند » توصيف شده است.( آگاثنگلوس(Agathangelus)، به نقل از گري ، مباني ، ص 59) . ناهيد در اناتولي داراي معابد بسياري بود ، به طوري كه استرابون مورخ رومي مي‌گويد در آنجا از دختران خاندان‌هاي اشرافي درخواست مي‌شد كه پيش از ازدواج در معبد ناهيد به « روسپي‌گري مقدس» بپردازند.مشكل بتوان اظهارنظر كرد كه آيا اين كار در ايران نيز اجرا مي‌شده يا نه. همه‌ي متن‌هاي ديني روسپي‌گري را با تندترين كلمات ، زشت شمرده‌اند ، اما بعضي برآنند كه اين تقبيح‌ها خود دلالت بر اين دارد كه چنين كاري معمول بوده‌است. به هر حال ، كاملا نادرست است اگر بر اين عقيده باشيم كه پيرامون اين بانوي آب‌ها آئيني آميخته با عرزگي وجود داشته است ، زيرا از كاهنه‌هايي سخن رفته است كه در خدمت او بوده‌اند و تعهد پاكدامني داشته‌اند. در ايران ناهيد از احترامي عميق برخوردار بوده ،‌سرچشمه‌ي زندگي به شمار آمده و سپاسگزاري عميق و صميمانه‌اي را به خود اختصاص داده است و هنوز نيز چنين است.
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 17:0  توسط آذرتاش  | 
تفسیر روایات ارمنی بدیعی که در باره میثره/مهر در سرزمینهای جنوب قفقاز بر جای مانده است

نگارنده قبلا طی مقالاتی از یکی بودن میترا با عمران (جاودانی، بیمرگ) پسر بکیل (دژبان، مرزبان دربند های قفقاز) در اسطوره آذری کهن ده ده قورقود و همچنین با امیران (بیمرگ) گرجیها پسر داردژلان (مرزبان) و دالی زرین گیس (سیمرغ= نیمه عقاب/نیمه شیر) و بیژن (ویون= دور درخشنده، ایوان خواب آلود اسلاوها) پسر گیو (=گائو، سرود دان) و بانو گشنسب (شیر درخشان) شاهنامه سخن گفته ام. وجه اشتراک اینان در بند و چاه و غار گرفتار آمدن این جاودانان در سمت سرزمین ارمنستان (آرمانیان شاهنامه) و گرجستان (سرزمین گرازان شاهنامه) است. گرچه در این روایات میترا با سپیتاک زرتشت (سپید زرین تن) پسر سپیتمه (سرور سفید و درخشان) از سئورومتهای میترا پرست که ابتدا در ولایات جنوب قفقاز حاکم بوده، در هم آمیخته است. دورتر در فینیقیه (لبنان امروزی) آیین میثره/مهر تحت نام آدونیس (سرور من) پسر میرا (الهه زمین و جهان زیرین، میری زیر کاسیان) به صورت آیین رسمی فینیقیها در آمده بوده و یکی از پایه های اساسی اساطیر خدایگانی مربوط به عیسی مسیح (در اصل میثه/میثره منجی) گردیده است. دورتر از انجا نامهای این ایزد خورشید و چراگاهها به صور میثره و میثه از عهد میتانیان هیکسوسی میثره پرست در مصر با آتون/آمون رع ایزد خورشید مصریان مطابقت داده شده و منشأ نامهای معمایی مصر و موسی (موسه) گردیده است. از اینجاست داستان پرورش موسی و حتی کورش سوم (فریدون جشن مهرگان) که در رابطه با چوپانی به نام میثر دات (مخلوق میترا) است با از آن امیران و آدونیس مشابهت پیدا کرده است. نام ایزد محبوب منطقه فریقیه یعنی آتیس (جوان خوشگل) نیز به صورت لقبی مهمی بر میثره دیده میشود. گرچه نام معشوق آتیس یعنی کیبله (پرگیس، بلقیس) در اسطوره گرجی امیران با مادر زرین گیس وی مطابقت دارد که حیاتش به داشتن آنها وابستگی داشته است.. در بابل و اشور و عیلام، میثره/مهر را با ایزدان خورشیدی بسیار محبوب این ملتها یعنی آشور (خندان)، شمس (خورشید) و مردوک (گوساله رب النوع آفتاب) و شیموت (قاصد نیرومند خدایان=جبرئیل، همسر منزیت= ناهید) برابر میگرفته اند. ناهید (اردوی سور اناهیت) در نزد آریائیان صحراگرد شمالی سکاها آرخیم پسه (الهه زیبایی و ماه) و ایفی ژنی (بانوی نیرومند آبها) نامیده میشده است. احتمالا هیئت سئورومتی آن همان شکل اوستاییش اردویسوراناهیتا بوده است چه مغان دشت مغان (مخها= دارندگان شمشیر) در آذربایجان که همان دارندگان زبان اوستایی بوده اند اصل سئورومتی داشته اند. چنانکه از شواهد تاریخی و باستانشناسی بر می آید آیین میترایی از همین جنگجویان سئورومتی همجوار روم در بالکان به روم رسیده بود. در اساطیر ایرانی گیه مرتن (موجود درخشان= دایائوس وداها، زئوس یونانیان) و گاو نخستین (الهه گاو شکل زمین= پریتهوی وداها) به جای تارگیتای (پدر مردم گیتی) و دختر نیمه مار و نیمه زن شکل الهه رود بوریستن در اساطیر آریائیان اسکیتی بوده و فرزندان ایشان مشیه و مشیانه در اصل همان مثیه (میثره= خورشید) و مثیانه (ماه) می باشند. اسکیتان این دو ایزد را خویتو سورو (خورشید جنگاور) و آرخیم پسه (نگهبان درخشان و زیبا) می نامیده اند. نظر به نام پریتهوی وداها به نظر میرسد الهه پارتی عیلامیها نیز الهه زمین به شمار میر فته است. از آنجاییکه پارتیان الهه اژدهاوشی را بر پرچم ملی خود نقش می نموده اند؛ لذا می توان پارت/پارتی را نام الهه مارشکل زمین در نزد پارتیان به شمار آورد. منابع یونانی نام پارتیانی را که در قرن اول پیش از میلاد به همراه سکائیان دربیکی به سمت هند یورش بردند آسیانی (آژیانی= از نسل آژدها) نامیده اند. بعید نیست که نام الهه اوستایی اشی (راستی) در اصل اشاره به نام همین الهه مارشکل زمین(اژی) بوده است. چه بی جهت به نظر نمی رسد که در اوستا بخش وندیداد از مار سرخ سرزمین اصلی و خاستگاهی آریائیان یعنی اریاویج (آریانا= خراسان/پارت) سخن رفته و ضمناً مردم آنجا و دیگر ولایات آریایی پرستندگان اشه محسوب شده است. پیداست نام اشی از سوی دیگر مشابهه ریشه نامهای ارشک و اشک (یعنی درستکار یا مرد سکایی کناری یا دلیر) می باشد. شاخه ای از پارتیان از دیرباز در ارمنستان شمال غربی در کنار هایاساها (ارمنها= قوم عقاب) می زیسته اند و در منابع هیتی تحت نام آزی ها (اژدها نژادان/ماریان) خوانده شده اند. در واقع اشکانیان ارمنستان از همین شاخه بومی پارتیان قفقاز برخاسته بوده اند. در جوار اینها در آغاز عهد هخامنشیان سکایانی میزیسته اند که به نام خدای جنگ محلی خالیبیان نامیده شده اند. دلایلی وجود دارد که در میان این سکائیان عنصر نیرومندی از ترکان وجود داشته اند، چه بعدها منابع کهن گرجی از ایشان تحت نام بون ترکان (ترکان دلیر و جنگجو) اسم برده اند. در اسطوره اذری روشن/کوراوغلو (زاده صخره= میثره) از اسبان قیر آت (اسب سیاه) و دورآت (اسب روشن) وی یاد شده است که بی تردید اشاره به ناستیاها یعنی ایزدان اسب تمثال شب و روز می باشند.
در اینجا مطالبی را به اختصار از مقاله جان اندرو بوبل تحت عنوان صخرهً کلاغ (یا زاغ): یک غار مهری در فولکلور ارمنی کتاب دین مهر در جهان باستان که مجموعه گزارشهای دومین کنگره بین المللی مهر شناسی، به ترجمه مرتضی ثاقب فر است، بیان می کنیم که حاوی نکات بدیعی است . بعد از بیان قسمتهای اساسی این مقاله شرح و توضیح مطالب مربوط بدان را در پایان ضمیمه می نماییم:
" این که میثره (میتره، مهر) در ارمنستان پیش از پذیرش مسیحیت مورد پرستش قرار داشته، واقعیتی کاملاً تأیید شده است. ارمنیان کافر دستگاه ایزدان ایرانی را دربست پذیرفته بودند و پرستشگاهی در باگایاریچ، واقع در ارمنستان بالا (پکریچ امروزی در ایالت ارزروم ترکیه) به مهر اختصاص داشت که در حدود 300 میلادی توسط تیرداد سوم و گرگوری روشنگر ویران شد. این نکته که خاطره ای از این خدایان کفار تا امروز در میان ارمنیان باقی مانده است نخستین بار توسط ماردیروس آنانیکیان مطرح شد. او در کتاب خود به نام اسطوره های ارمنی، در بخشی که به مهر مربوط میشود، می نویسد:
در منطقه ساسون (تارائونتیس قدیم) یک پهلوان افسانه ای به نام مهر وجود دارد که در بارهً او قصه های عامیانه فراوانی می گویند که حتی در افسانه های مربوط به آخرت شناسی نیز وارد شده است. می گویند او هنوز با اسب خود در غاری به نام زیمپ زیمپس دربند است که ممکن است در شب معراج مسیح (علی القاعده خود مثیه/میثره) وارد شده باشد. او در آنجا چرخ تقدیر را تغییر می دهد و سپس در پایان جهان ، روز قیامت ظهور خواهد کرد.
اشاره آنانیکیان در اینجا در این جا به قسمتی از یک حماسهً مردمی مشهور به دیوید ساسونی یا بی باکهای ساسونی است. م.دیکران- چیتونی، فولکلورشناس ارمنی، در کنگرهً بین المللی یازدهم خاورشناسی که در 1948 در پاریش برگزار شد، فشرده ای از برداشت خود از این حماسه را بیان کرد که مبتنی بر چهار حکایت مختلف که از منطقه وان- اسپارکرت گردآوره بود. در سخنرانی فشردهً او، داستان مهرجوان چنین بیان شده است:
مهر جوان (نظیر واریانت گرجیش امیران) به صورت پهلوانی غول پیکر به دنیا می آید. از تمام دشمنان پدر نامدارش انتقام میگیرد. اما بی آنکه پدر را بشناسد، با او می جنگد و با این کار به نفرین پدر دچار میشود. زن عموی جوانش، که عاشق او شده و او امتناع کرده است، او را به نا درستی به عمل نامشروع متهم می سازد. مهر چاره ای جز این نمی بیند که بر سر قبر پدر و مادرش برود و از ایشان بخشایش بخواهد و راه نجات را بپرسد. پدر و مادرش با دیدن او زنده میشوند و راه وان را که در آنجا غاری در درون صخره ای سخت تراشیده شده است، به او نشان می دهند. مهر به آنجا می رود و با کره اسب خود کورکیک جلالین (کره اسب درخشان) که کلاغ سیاهی آن را هدایت می کند، وارد غارسنگی میشود. آنگاه تخته سنگ به هم می آید و مهر و اسبش (نظیر امیران و سگ بالدارش کوروشای در بند زنجیر گرفتار آمده در چرخی ابدی در حضور کلاغ حافظ بند) در درون غار زندانی میشوند. هر سال در شب معراج درهای آسمان گشوده میشوند تا مائده ای الهی بر زمین فرو افتد؛ مهر از غار بیرون می آید و بخشی از خوراک ایزدی را بر میدارد و به درون غار باز می گردد، در غار بسته میشود؛ مهر آن خوراک را می خورد که برای تمام سال او کافی است. مهر هنوز در داخل غارسنگی وان توسپه است. شبانه روز دو شمع در دو سوی او می سوزد. چهری فلگ که چرخ کیهان است در برابر چشمان او قرار دارد. وقتی این چرخ از حرکت بیایستد، مهر سوار بر اسب از گور سنگی خود خارج خواهد شد، و آن گاه جهان قدیم به پایان می رسد و سلطنت مهر، که به معنای فرمانروایی عدالت برای همگان است، آغاز میشود....
تفصیل داستان بر سر قبر والدین رفتن مهر از این قرار است. مهر تبعید شده، با رسیدن بر سرگور پدر به خواب رفت و رؤیایی دید که صدایی به او می گوید: مهر، مهر، ای مهر. پدرت داود (=عزیز، در اصل دایائوس) تو را نفرین کرده، تو مرگ را نخواهی دید و وارثی نخواهی داشت. تا صخره کلاغ سیاه برو و درون شو و تا روز رستاخیز در آنجا بمان. او بیدار میشود و خود را بر روی گور پدر می اندازد و خطاب به پدر می گوید: پدر بر خیز؛ پدر بر خیز؛ از خواب شیرینت بر خیز، آنان امروز مرا از سرای ساسون (=تختگاه خورشید، تخت جمشید) بیرون کرده اند. آنان درهای آن جا را به روی من بسته اند.... امروز برف آمده، و پای پسرت مهر یخ زده است... آنان امروز مرا از سرای ساسون محروم کرده اند. بیرون بیا و مصر (سرزمین میثره/مهر) را به من بده. تا آن جا بروم و ساکن. من یتیمی سرگردانمف از دری به در دیگر آواره ام. پدرش از درون گور پاسخ میدهد. پسرم، چه کار می توانم بکنم؛ پسرم از دست من چه بر می آید؟ قدرت بازویم رفته است، موی ریشم ریخته است. رنگ رخسارم پریده است. نور چشمانم گریخته است. مار و کژدم در من لانه کرده اند. پسرم، مصر به ملک مصر تعلق دارد. به صخره کلاغ برو، به صخره کلاغ برو! نان تو پخته و خوراک تو آماده شده. پسرم، از روزی که تو به دنیا آمدی صخره کلاغ در سر تو نوشته شده است. به صخره کلاغ در تپه توسپان برو. برو ای قابیل بی مرگ، پهلوی من هنوز درد می کند. من تو را نفرین کردم؛ در آنجا مرگی در روی زمین برایت وجود ندارد. برو در دشت وان (=درخشان) وارد غار سنگی شو. اما مهر که قصد نداشت وارد غار سنگی شود، و پدرش نیز دیگر به لابه های او پاسخ نداد، به سوی گور مادر رفت. بر خیز مادر، برخیز، از خواب شیرینت برخیز. منم پسرت، که از سینه ات شیر خورده ام. هفت ماه بر روی قلب مهربانت از من پرستاری کردی. سراسر جهان را بارها گشتم و مردمان بسیار را دیدم. اما در این جهان کسی را به شیرینی مادرم ندیدم. بیرون بیا ری (تهران) را به من بده. من آنجا را از آن خود خواهم کرد. امروز آنان مرا از سرای ساسون محروم کرده اند؛ من در به در سر گردانم؛ من یتیمی تنهایم. بگو مادر، به من بگو چه کنم؟ مادرش پاسخ میدهد: پسرم من چه می توانم بکنم؟ از دست من چه کاری ساخته است؟ موهای سرم ریخته، رنگ از رخسارم گریخته. نور از دیدگانم رفته، ظرافت دستهایم ناپدید شده. مارها و کژدم ها در من لانه کرده اند. پسرم ری(تهران) مال شاه ایران است. صخره کلاغ در سرنوشت توست. به صخره کلاغ برو، به صخره کلاغ برو. جای تو ویران شده، لباسهایت پاره شده. به اندازه کافی در جهان آواره بوده ای. پس تا وقتی که پای اسب تو در زمین خشک فرو نرفته آزادی که در جهان بگردی. اما هنگامی که پای اسبت به زمین خشک رسید. باید در غار سنگی اقامت کنی. دیگر جایی در روی زمین برایت وجود ندارد. به غارسنگی وان در تپه توسپان برو. مهر دوباره با مادرش سخن میگوید و مادر باز همان پاسخها را می دهد. سر انجام سوار اسبش کولت جلالین (اسب درخشان آسمانی) میشود و از ساسون (تختگاه خورشید) رهسپار یافتن غار سنگی میگردد. شاهزاده ای در استان پاس در کمین او نشسته است و اسب مهر را با کمند میگیرد، اما مهر با ضربه شمشیری اسب را رها میکند و به سواری ادامه میدهد. اکنون با کمال نومیدی، خود خداوند را مورد خطاب قرار میدهد و می گوید: " ای خدا، یا به جنگ مهر بیا، یا روحش را از این جهان ببر." خداوند هفت فرشتهً سوار فرستاد؛ آنان برای پیکار با مهر از اسبهایشان فرود آمدند. از ظهر تا شب، در سراسر روز با هم جنگیدند. اما مهر هر چه بیشتر از شمشیر تابان خود استفاده میکرد، نمی توانست آسیبی به فرشتگان برساند. چون فرشتگان با پرتاب تیرهای بسیار مهر را به ستوه آوردند، مهر به کلی در کار خود در مانده شد. سر را به سوی آسمان بلند کرد و به نیایش پرداخت: "خداوندا نفرین پدرم دامنم را گرفته است. رگ پایین تنه ام پیچ خورده و بیرون زده است. در این جهان وارثی ندارم تا روز واپسین داوری ، مرگ به سراغم نمی آید. خداوندا، به درگاهت التماس میکنم. بر مهر رحمت آوری و در را به روی مهر بگشایی. پس چنین کن و اورا به صخره وان هدایت فرما شاید که روح او تا روز رستاخیز آرام گیرد." آنگاه چشمانش را به سوی زمین برگرداند و دید اسپش وارد دشت توسپان(اسب نیرمند) شده است..... سراسر دشت را نگریست- چه دید؟ کلاغ سیاهی در هوا قارقار میکرد. تیری به سوی کلاغ افکند و او را زخمی کرد. کلاغ به پرواز آمد و دور شد و مهر با اسبش در پی او تاخت. به تخته سنگ بزرگی رسید که بدان تخته سنگ می گفتند. تخته سنگ همانند غاری دهان گشوده بود. او نگریست و کلاغ را دید که وارد غار شد. مهر اسبش را روی زمین به عقب چرخاند. وقتی چرخید، پاهای اسبش بر روی زمین نماندند، بلکه تا زانو در زمین فرو رفتند.
سر انجام، مهر اسبش را سوی غار به عقب کشید و در برابر غار ایستاد و به گریستن پرداخت. به فرمان خداوند تخته سنگ از هم باز شد و مهر با اسبش به درون رفت.....وقتی وارد شد، از اسب فرود آمد و آن را بست. در غار بسته شد و مهر و اسبش در درون ماندند. صدایی از بالای سنگ گفت: ای مهر، تا وقتی که دانهً جو به درشتی لمبر آدمی شودف تو و اسبت در غار خواهید ماند. تا وقتی زمین چنان سخت و استوار شود که به تواند پاهای اسب تو را تاب بیاورد. هنگامی که چنین روزی برسد، مهر و اسبش دوباره از غار بیرون خواهند آمد. مهر سرتاسر گیتی را در خواهد نوردید. همه جا را ویران خواهد کرد و آنگاه خواهد مرد."
سالی یکبار، در نیمه شب عید معراج مسیح (مسیه، مه دی= داور بزرگوار لقب میثه/میثره) تخته سنگ معجزه آسا باز میشود و مهر و اسبش بیرون می آیند، اما زمین نرم تر از آن است که بتواند وزن آنان را تحمل کند و او دوباره به درون سنگ بر میگردد و در غار به رویش بسته میشود. در دو ساعتی که او در بیرون غار سپری می کند، خوراک ایزدی از آسمان فرو می افتد و مهر و اسبش آن قدر از آن می خورند که سیر شده و تا یکسال گرسنه نگردند. هر کس در آن شب بیدار بماند و همهً این چیزها را ببیند، آرزوی قلبی اش کسب این موهبتهای آسمانی است. در غار مهر پیشاپیش گشوده است و هر کس جرئت وارد شدن به غار را داشته باشد می تواند هر قدر بخواهد طلا بردارد و بیرون آید. در آنجا انبوه طلا و نقره بر هم انباشته شده اند. چه بسیار مردمانی که کوشیده و آنها را بدست آورده اند! اما حرص و آز آنان را واداشته که بگویند: بگذار بیشتر بر داریم. اما دیگر خیلی دیر شده بوده است. در به روی انان بسته شده و آنان در غار محبوس مانده اند. مهر و اسبش تا امروز هنوز سالم و سر حالند (ما خود ندیده ایم، از دیگران شنیده ایم) شب و روز در هر سوی ایشان شمعی می سوزد. تا امروز مهر در کنار اسبش نشسته است. او چنان غول پیکری است که هنگام دم پهنای سینه اش به هفت ارش (بیش از سه متر) میرسد. میگویند موهای تنش چنان رشد کرده که سرتاسر بدنش را پوشانده است. در جلو اسبش همیشه یونجه تازه ریخته شده است. این یونجه ها در زمستان و تابستان همیشه سبز و تازه اند...
یک روز یکشنبه سرخ که سومین یکشنبه پس از عید پاک (تقریبا همان عید نوروز بابلی/ایرانی، جشن منسوب فروهرها) است، مردی به دخترش گفت که شمعی به کلیسا ببرد و آن را با آتش مقدس محراب (مهراب) روشن کند. دختر با مشاهدهً دود شمع هایی که از درون غار سنگی بیرون می زد، با خود اندیشید جایی که شمع میسوزد باید قاعدتآً کلیسا باشد. پس به درون غار رفت و در غار در پشت او بسته شد. آنگاه چشمش به مهر و اسب او افتاد که داشتند از مائده ای که از آسمان افتاده بود، می خوردند؛ دختر نیز با آنان مشغول خوردن شد و هر سه سیر شدند. یکسال گذشت تا احساس گرسنگی کردند. آنگاه در غار باز شد و دختر شمع روشن را بر داشت و به خانه باز گشت. پدرش پرسید : دختر یکسال گذشت، کجا بودی؟ دختر پاسخ داد که منظورت چیست؟ من که همین آلان رفتم، شمعی روشن کردم، نایستادم و فوراً بر گشتم. پدرش پرسید: آنجایی که تو رفتی چه کسی بود؟ - مرد خیلی گنده ای با اسبش. دم در چه دیدی؟ - یک درخت گردوی بزرگ، چیز دیگری نبود. "عجب آنجا چه خوردی؟" دختر گفت چیزی مثل یک قرص نان، نذری که از آسمان افتاده بود. من از آن خوردم، مرد و اسبش نیز، بعد دیدیم دیگر گرسنه نیستیم.
جان آندره بویل بعد از این قسمت داستان ملاقات مهر با چوپانی را می آورد که نظیر اسطوره آذری کواوغلو در آن چوپان ضمن صحبت خبر از پدید آمدن تفنگ سلاح جدید می دهد. این اسطوره با مراقبه و تأمل مهر بر چخری فلک (چرخ فلک) به پایان می رسد: "مهر در آنجا در درون غار سنگی شهر و دریاچه وان است. آنجا را درگاه مهر نیز میگویند. با خط میخی بر در سنگی غار چیزی حک شده است. چرخ فلک در درون این غار در حال چرخش است. آن نشانه ای است از خورشید که اوج میگیرد و روز و شب می چرخد که مانند اسبی چموش بالا و پایین میپرد. این چرخ گردنده کره خاکی است و مهر همیشه به تماشای آن مشغول است. اگر روزی این چرخ بایستد و دیگر نچرخد، آنگاه درگاه مهر باز خواهد شد. در آن روز مهر آزاد خواهد شد و بیرون خواهد آمد و گیتی را ویران خواهد کرد. اما چه روزی ما این خواهیم دید؟ وقتی که دنیا به اخر رسیده باشد."
چنانکه از اساطیر ارمنی فوق پیداست که منجی موعود و جاودانی درون غار یا چاه کنار دریاچه از مهرپرستی به زرتشتیان و شیعیان و مسیحیان رسیده است. لابد گردی هندوانهً شب یلدا و به تشابهه چرخ فلک همین اسطورهای مهر است و قاچ و قاچ کردن آن تقسیم سال به فصول و ماه ها است که در شب یلدا اتفاق می افتد. بر این اساس معنی لفظی نام یلدا در اساس ایرانیش به معنی تقسیم سال است و از کلمهً اوستایی یاردا یعنی تقسیم سال اخذ شده است. چه حرف اوستایی ر غالباً در پهلوی به حرف ل تبدیل میشده است. در زبان اوستایی و پارسی باستان حرف ل وجود نداشته است و حرف "ل" زبانهای دیگر را "ر" تلفظ می نموده اند. مهعهذا ملل سامی یلدا را در زبان خویش به معنی تولد گرفته و آن را به معنی میلاد ایزد خورشید (مسیح، مشیه، مثیه/میثره) یا همان خورشید شکست ناپذیر گرفته اند که مناسبت تامی با طولانی شب سال یلدا و کوتاهترین روز متعاقب آن (تجسم طفولیت خورشید) داشته است. در اساطیر اسلاو نیز نظیر مهر به خواب رفته، ایزد خورشید تحت نام ایوان خواب آلود با اسب آسمان پیمای خورشیدی وی همراه است. همانطوری که شب یلدا به ایزد خورشید آریائیان تعلق داشته است جشن نوروز (زگموگ بابلی) نیز در اساس به بومیان کهن فلات ایران و بین النهرین اختصاص داشته و به ایزد خورشید و جنگ بین النهرینی ها یعنی مردوک/ آشور منتسب بوده است که ایرانیان نام ایشان را با جمشید (جام خورشیدی درخشان) جایگزین نموده و بنیاد جشن نوروز را به وی نسبت داده اند.
نزد ملل سامی واسلامی عید متعلق به مهر گاوکش و بانی چشمه و منسوب به صخره به صورت منحصر به فرد آن تحت نام عید قربان محفوظ مانده است که در آن به جای هندوانه شب یلدا گاو یا گوسفندی را قربانی نموده و گوشت آن را تقسیم می نمایند . نام اسماعیل (یعنی خدای شنوا) که عید قربان و پیدایی چشمه سنگی به وی به اختصاص دارد همان ایزد مهر است که در اوستا ملقب به دارنده هزارگوش (یعنی بسیار شنوا) است.
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 16:52  توسط آذرتاش  | 
مِهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی آریایی یا هندوایرانی پيش از روزگار زرتشت است، که معنی عهد و پيمان و محبت و خورشید نیز می‌دهد. نماد او خورشید می‌باشد. پس از ظهور زرتشت يكى از ايزدان يا فرشتگان آیین مزدیسنا گرديد. آريائيان هنگام ورود به ايران نیروهای طبيعت مثل خورشيد و ماه و ستارگان و آتش و خاك و باد و آب را مى‌پرستيده‌اند. خدایانی را هم كه مظهر قواى طبيعت بوده‌اند «دئوه» مى‌خوانده‌اند. در بين اين خدايان برتر از همه ایندرا بوده است كه اژدهاكش و پروردگار رعد و برق و جنگ به شمار مى‌آمده است. اين خدا با اين نام در بین آرياهاى ايران آن رواج را كه ميان هندوان مى‌داشت نيافت. نزد ایرانیان ظاهراً پرستش ميترا (مهر) جاى آن را گرفت و ايندرا رفته‌رفته و به‌خصوص بعد از زردشت در رديف ديوان مردود درآمد. در فرهنگهاى فارسى مهر را فرشته‌اى دانسته‌اند كه موكل است بر مهر و محبت و تدبير امور مالی و مصالحى كه در ماه مهر (ماه هفتم از سال شمسى) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو متعلق است و حساب و شمار خلق از ثواب و عقاب به دست اوست.

مهر در اوستا و در كتيبه‌هاى پادشاهان هخامنشی میثره Mithra و در سانسکریت میتره Mitra آمده است. در پهلوی میتر Mitr شده. امروز مهر نامیده میشود. مهر (از ریشهٔ میثر) از کهن‌ترین ایزدان ایرانی و هندی است, برخی نشانه‌های پرستش او را در ایران به پیش آریایی بر می‌‌گردانند (اگر بخش بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم.) دربارهٔ آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی‌توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می‌‌دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می‌‌کردند, آیینی که در آینده نام "عرفان اسلامی یا مسیحی" به خود گرفت[نیاز به ذکر منبع], امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینهٔ پیوستهٔ این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که علامت + که آن را چلیپا می‌‌گفته‌اند سمبل خورشید بوده است ولی نزدیکی آن با آتش (هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن. (هنایش یونانی که در دیدگاه مهرپرستان ایرانی نکوهیده است.) و از این دست را باید پیش از پذیرفتن سبک سنگین کرد.



روند مه پرستی در ایران
روند مهرپرستی در ایران
به درستی نمی‌شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر , آنچه می‌توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می‌‌پیوسیدند (انتظار می‌‌کشیدند). در باور غربی او پسر خورشید بود و در پایان زمان به زمین باز می‌‌گشت.خورداد و خورتات و خور از کلماتی است که به این خدا یا نبی منسوب است خورشید در واقع از دو کلمه خور به معنی خدا و شید به معنی درخشنده و جاوید می‌‌باشد مانند جم شید

در ایران با آمدن اسلام میترا جانی تازه می‌گیرد, ریشه‌های آسمانی باور به میترا و آیین پرستش او در آمیزش با اسلام زیباترین و با شکوه‌ترین اندیشه را پدید می‌‌آورد. این که مولوی و حافظ و هاتف و.... بی پروا از آمد و شد خود به خرابات (خورآباد یا پرستشگاه خورشید که نماد میترا است) یا از آیین‌های آن (سروده‌های حافظ گزارش انجام آیین مهرپرستی است نه اینکه انباشته‌ای از وازه‌های کنایی) سخن می‌گویند ویهانی (برهانی) بر این گفته است. برای نمونه در این سروده علامه طباطبایی : "پرستش به مستیست در کیش مهر...." از نوشیدن می‌‌هوم هنگام پرستش در آیین مهر پرستی سخن به میان است. پله‌های چیستا (عرفان) نیز بازتابی از پله‌هایی است که رهرو میترایی برای رسیدن به پلهٔ شیر مردی و سر انجام "پیر" شدن, باید بپیماید.

باور ميترايی يا خورشيد نيايش را حتا در اشعار مولانا جلال الدين که مذهب اشعری گاهی چون دماغهٔ در بحر کلامش بستر می گستراند، ميتوان دريافت جاييکه می گويد:

نه شـــــــبم نه شب پرستم که حديث خواب گويم

چوغــلا م آفــتــابـم هـمــه ز آفــتـاب گويــم

کمتر شاعر و روشنفکر زمانه‌ها را تاريخ ادب سرزمين ما بياد دارد که در ستايش و نيايش خورشيد گلدسته‌های کلام نياراسته باشد. اما همه گلدسته چيده اند، ولی دقيقی بلخی ابر از چهره خورشيد بر کشيد تا جهان از گلهای هستی ما را در نور آن روشن بنماياند، و «بدان را به دين خدای آورد».

در پرتوی اين آرمان سترگ است که دقيقی بلخی پس ازبر خوانی سروده‌های روزگاران تابناکی مادر شهر خرد, که بدست اهريمنان آدم روی تازی در حجله دودين به ماتم فصل‌های افتابی خويش می گيريست، به تصوير شگفتن درخت گشن خرد در باغستان دامن ان مادر، در آن روز گاران می پردازد :

چو یکـــچند سالان بر آمد بر ين درختــــی پديد آمد اندر زمين

در ايوان گشتاسب بر سوی کاخ درختی گشن بود بسیار شاخ

. دقيقی بزرگ با آوردن نام پاک زرتشت روزنه‌ای را به سوی گلستان رنگين اعتقاد ات اهورايی چند هزار سالهٔ مردم ما می کشايد، گلستان که در آن هزاران شاخه گل از راز و رمز خوشبختی، زيبای، لطف وسعادت همگانی انسان ها، معطر با شبنم نماز يزدان، شميم می افشاند و :

همه بـرگ وی پند و بارش خرد کسی کــو خرد پرورد کی مُرد

خجسته پی و نام او زردهـشـت که آهرمن بد کنش را بکـشـت

پيام ظهور حضرت زرتشت در اشعار دقيقی بلخی مرحلهٔ از نهادگاری باورها و قانون زندگی بر پايهٔ خرد است، یا به بيان ديگر آغاز مرحلهٔ تدوين قانون زندگی بر اصول و هنجارهای خرد به شمار می آيد. با اين حال، بنياد گذار و سرايشگر نهادينه‌های خرد اوستايی در شاهنامه ،حضرت دقيقی بلخی را بايد نام برد، اوست که کلام آسمانی اش را از زادگاه نزول فرهء يزدی {بلخ} ،آغاز مينمايد و آنگاه به شناسايی پيغمبر خرد و خردمندی رسالت او می پردازد،


زَرتُشت، زردشت، زردهُشت یا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبیری به معنی «دارنده روشنایی زرین‌رنگ» و به تعبیری دیگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معنای «ستاره زرین») نام پیامبر ایرانی و بنیادگذار دین زرتشتی یا مَزدَیَسنا و سراینده گاهان (کهنترین بخش اوستا) است. در متون باستانی یونانی، معنای زرتشت برابر با ستاره‌شناس دانسته شده‌است. بعضی پژوهشگران بر این باورند که زایش زرتشت در روز ششم فروردین بوده‌است ولی درباره تاریخ زایش او دیدگاه‌های فراوانی وجود دارد. برآوردها از ششصد تا نهصد سال پیش از میلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربی ایران در نزدیکی دریاچه چیچست (ارومیه) و برخی در شرق ایران دانسته‌اند که احتمال این که از شمالغرب ایران يعني آذربايجان بوده باشد بیشتر است . پس از اعلام پیامبری در سن ۳۰ سالگی، زندگی بر زرتشت در منطقه مذکور ایران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقی ایران آن روزگار یعنی منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتیبانی گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دین خود را گسترش دهد. زرتشت در سن ۷۷ سالگی در روز خور برابر با یازدهم دی ماه در نیایشگاه بلخ بدست یک تورانی به نام توربراتور کشته شد.
+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 16:50  توسط آذرتاش  | 

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند .
جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست.
البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده بودن این مقدار زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم .
چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود .
و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما .
به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست .
چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.

کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ، به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی .

  • توجه کنید : همان کانالی که بعد از دو هزار و دویست سال ، بعنوان کانال سوئز توسط اروپایی ها ساخته شد .

و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند .
ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .

بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ،
اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم ، پس مردم و خود تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند،
اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.

هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قاعده این است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود .
در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت ، برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت .
ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضرند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .

 

+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 16:40  توسط آذرتاش  | 

دادگستری

قوة عالیة قضایی در اختیار شخص شاهنشاه بود . ولی شاه غالباً را به یکی از موبدان یا ریش سفیدان کشور واگذار می کرد . پس از آن دادگاه عالی بود که از هفت قاضی تشکیل می شد . پایین تر از آن دادگاههای محلی بود که در سراسر کشور وجود داشت .
قوانین را موبدان وضع کرده به نظر شاه می رسانیدند . در اواخر دورة هخامنشی افرادی غیر از موبدان و حتی زنان نیز به منصب داوری برگزیده می شدند .
برای هر نوع محاکمه مدت معینی مقرر بود که بایستی در ظرف آن مدت حکم صادر شود . غالباً به طرفین دعوی پیشنهاد سازش از طریق داوری می کردند .


وکیلان
چون رفته رفته قوانین کشور توسعه یافت گروه خاصی به نام « سخنگویان قانون » یا « وکلای دادگستری » پیدا شدند که مردم در کارهای قضایی خود به ایشان مراجعه می کــردند .
پادشاهان هخامنشی خود را مظهر عدالت و دادگستری می دانستند .

سخن داریوش در کتیبه بیستون
داریوش در کتیبة بیستون می گوید : « اهورامزدا و ایزدان از آن جهت مرا یاری کردند که من و دودمانم بد دل و دروغگو و بی انصاف نبودیم : من از روی عدل و داد پادشاهی کردم و بر هیچ ضعیفی ستم روا نداشتم . »

سلامت جسمانی
جــوانان بایــد بلند سخــن بگویند تا شش های ایشان ورزیده شود . به آنان می آموزند که در گرما و سرما و در هنگام سختیها بردبار باشند . جوانان باید گله ها را بچرا برند و تمام شب را در هوای آزاد کشیک بکشند . مدت خدمت سربازی ایشان از بیست تا بیست و پنج سالگی است .

تربیت اجتماعی
وظیفة آموزش و پرورش را معمولاًمغان عهده دار بودند . یکی از اصول رایج آن زمان این بود که دبستانها نزدیک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و تزویری که در آنجا رایج است موجب تباهی و فساد اخلاق کودکان نشود .

ایرانیان از کودکی آموخته می شدند که از افکندن آب دهان و قضای حاجت در کوچه ها و حضور دیگران و آلوده کردن آب روان اجتناب نمایند .
منظور از تربیت در آن دوره آن بود که جوانان را دلیر و فداکار و خردمند و آراسته به زیور ، اخلاق و مفید به حال کشور و جامعه بارآورند .

 

+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 16:38  توسط آذرتاش  | 

اوضاع اجتماعی :

پایه و اساس زندگانی اجتماعی آن روز ، کشاورزی بود . دراین دوره مأموران دولتی مخصوصی وجود داشت که ناظر در امور کشاورزی و متصدی وصول مالیاتها بودند .

حمایت ویژه هخامنشیان از گسترش کشاورزی
پادشاهان هخامنشی زمینهای بایر را تبدیل را اراضی زراعتــی یا پرداخت می کردند و به احداث قنوات می پرداختنــد ، پاداش خوبـی مـی دادند .

دامداری و صنایع دستی
دامداری رواج فراوان داشت و اسبهای نسا که در ماد پرورش می یافتند ، شهرت بسزایی داشتند . هر ایالت و شهری به صنعت دستی خود مشهور بود .

بازرگانی و امور مالی
در بابل و بین النهرین بازرگانی رواج فراوان داشت . بانکهایی که برای توسعة تجارت و کشاورزی به مردم وام می دادند ، تشکیل شده بود که معروفترین آنها دو بانک برادران اگیبی و پسران موراشو در بابل بوده است .


امیــران و بزرگان و دستگاههای اداری و مذهبی ، کارگرانی داشتند که آنان را « مانیا » می خواندند . بر اینان که بردگانی بیش نبودند داغ می نهادند و در امور ساختمانی و کشاورزی و صنعت از وجودشان استفاده می کردند . اینان از اسیران جنگی بشمار می رفتند و آنان را غالباً در روستاها ساکن می دادند .

وضعیت اراضی
قسمت اصلی اراضی کشور باستثنای املاک برده نشین ، به وسیله کشاورزان اداره می شدند . این کشاورزان حق نداشتند آن اراضی را ترک کنند و با همان زمینها به مالک دیگر منتقل می گشتند .
قسمتی از اراضی کشور به معابد اختصاص داشت . در این نقاط کانونهای انبوه بردگان بوجود آمده بود .

طبقات

در روزگار هخامنشی مردم ایران بر پنج طبقه به شرح زیر تقسیم می شدند :

  • 1 - بزرگان.
  • 2 - مغان.
  • 3 - کشاورزان.
  • 4 - بازرگانان و پیشه وران.
  • 5 - بردگان.

از طبقة بزرگان هفت خانوادة پارسی در درجة اول بودند ومناصب لشکری و کشوری در دست آنان بود . مغان یا روحانیان از طوایف ششگانة ماد بودند که در دورة هخامنشی نیز اهمیت و اعتباری داشتند و اجرا کنندة مراسم مذهبی بشمار می رفتند.

نظام مالی درخشان داریوش
هرودت می نویسد که داریوش مالیات ایران را به نقدی و جنسی تعیین کرد و ایران را به بیست منطقة مالیاتی تقسیم نمود و همراه با هرساتراپ( یا همان استاندار ) یک نفر امین در امور مالی نیز روان داشت .

تمام مالیاتها در خزانة شاهی نگاهداری می شد . طلا و نقره را آب کرده در کوزه های سفالین می ریختند و هر وقت پولی لازم می شد شاه حکم می کرد که قسمتی از شمشها را ببرند و مورد استفاده قرار دهند .

+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 16:37  توسط آذرتاش  | 

در تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست هیچکس  سوار بر اسب نیست هیچکس را در حال  تعظیم نمیبینی هیچکس  سرافکنده و شکست  خورده نیست هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی  در آن وجود ندارد از افتخارات ایرانیان این است که  هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است .  در بین صد ها پیکره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید  حتی یک تصویر برهنه و عریان وجود ندارد هنر هخامنشی این اثر جاودانه را با افتخار بر سنگهای این سرزمین به یادگارگذاشته است .

+ نوشته شده در  87/09/23ساعت 16:34  توسط آذرتاش  | 

هخامنشیان از پارسیان بشمار می روند.
پارسیان مردمانی آریایی نزاد بودند که تاریخ آمدن ایشان به ایران معلوم نیست. در کتیبه های آشوری از سده ی نهم پیش از میلاد آمده است. از همان تاریخ آنان در ناحیه ی انشان که در مشرق شوشتر و حوالی کارون واقع بود دولت کوچکی تشکیل دادند که در ابتدا از دولت ماد اطاعت می کردند . جد ایشان هخامنش همه ی قبیله های پارسی را زیر فرمان خود در آورد.



تمدن و فرهنگ هخامنشی

شاه : این نام که از سه هزار سال پیش در زبانهای ایرانی رواج دارد ، از پارسی باستان گرفته شده است که پس از تحولات تاریخی بسیار به صورت « شاه » در آمده است .
چون پس از اتحاد ماد و پارس بدست کوروش بزرگ، (550 ق . م ) اصطلاح شاهنشاه بکار رفت . این بدان جهت بود که مردم آریایی و غیر آریایی فلات ایران و پیرامون آن به کشور هخامنشی پیوستند و خصوصا پادشاهان و شهریاران آنها نیز برتری کوروش را پذیرفتند .
شاهنشاه در پارسی باستان خشایه ثیه یعنی شاه شاهان آمده است.

لباس ویژه شاهنشاه
شاهنشاه درهنگام صلح جامعه ای بلند از دیبای ارغوانی که آستینهای فراخ داشت و در زیر آن پیراهن بلندی می پوشید که تا زانو می رسد و مغزی سفید داشت و کمر بندی روی آن می بست . کفش شاه نیز ، زرین و پاشنه دار و نوک تیز بود . یونانیــان تـاج شاهنشاهیان هخــامنشی راتیار و یا گیسداریس خوانده اند .
شاه ، ریش دراز و موهای مجعد داشت و بر تخت زرین می نشست و عصای زرین به دست می گرفت .

فرمانها و نامه های سلطنتی به مهر شاه می رسید و نسخه ای از آن در دفاتر شاهی نگهداری می شد .


کشورداری

داریوش پس از اینکه بر اوضاع کشور ایران مسلط شد، ایران را به سی و سه خشتره یا استان تقسیم کرد و ادارة آنها را به افرادی که مورد اعتماد شاهنشاه بودند واگذار نمود.
از زمان جانشینان خشایارشاه که دولت هخامنشی روی به ضعف نهاد استانداران یک نوع خود مختاری پیدا کرده حتی ریاست سپاه محلی را که بر عهدة سرداری به نام کارانا بود نیز بدست گرفتند.

اختیارات شاهان یا امیران محلی با قوت یا ضعف حکومت مرکزی تغییر می کرد. ضرب سکه طلا از مختصات شاهنشاه بود . اما استانداران می توانستند گاهی سکه هایی از نقره یا مس بزنند .
در اوایل دورة هخامنشی سالی دوبار بازرسان شاهنشاهی که چشم و گوش شاه خوانده می شدند به استانها گسیل می گشت .




سپاه ایران

سپاه جاویدان
پیش از داریوش ایران سپاه منظمی نداشت و ارتش آن بصورت افراد غیر حرفه ای اداره می شد . داریوش به تشکیل سپاه جاودان پرداخت که شمار ایشان به ده هزار تن می رسید . در هر شهر پادگانی وجود داشت که در ارگ آن شهر جای داشتند و فرماندة آن دژها را ارگبد می گفتند .

لشکر ایران به دو دستة پیاده و سواره تقسیم می شدند و مسلح به تیر و کمان و نیزه و شمشیر و زوبین و خنجر و کمند و سپر و کلاهخود و زره بودند .
اسب و فیل و شتر را هم زمان در جنگ بکار می بردند .

ایرانیان در تیر اندازی مهارت داشتندچنانکه هرودت می نویسد پارسیان از کودکی به فرزندان خود سه چیز می آموختند که :

  • راست بگویند
  • راست بر اسب سوار شوند
  • راست تیر بیندازند .

از زمان داریوش دوم ، جنگاوران یونانی نیز بعنوان مزدور در ارتش ایران راه یافتند و همین امر باعث تن پروری ایرانیان و انحطاط ارتش ایشان گردید .

در ایران از زمان کوروش گردونه های جنگی نیز به کار می رفت . چرخهای این گردونه ها غالباً مجهز به داسهای برنده بودند .




نیروی دریایی :

در زمان هخامنشی ایران به دستیاری رعایای فینیقی و یونانی خود دارای نیروی دریایی مهمی گردید . این نیرو ، ایران مرکب از سه گونه کشتی بود :

اول - کشتیهای جنگی که پاروزنان آن در سه ردیف یکی بالای دیگری قرار می گرفتند.

دوم - کشتیهای دراز که برای حمل و نقل اسبها و سواره نظام بکار می رفت .

سوم - کشتیهای کوچکتر که برای حمل و نقل خوار و بار استعمال می شد .



میراث تمدنهای گذشته

دولت هخامنشی وارث تمدنهای قدیم پیش از خود بود و همة علوم و معارف ملل پیش ، مانند : آشور و بابل و عیلام ، در بین اهل آن ، در آن کشور پهناور رواج داشت .

بزرگترین شهر علمی و دانشگاهی آن ، امپراتوری بابل بود . در این شهر تعلیم معارف قدیم ، به دست کاهنان بابلی و مغان بود .
آثار و تألیفات قدیم را به زبانهای اکدی و سومری و عیلامی و آرامی می خواندند .
ستاره شناسان و ریاضیدانان بابلی در عصر خود مــشهور آفاق بودند و علوم خود را همراه با سحر و جادو به شاگردان خود می آموختند .

 

+ نوشته شده در  87/09/21ساعت 0:0  توسط آذرتاش  | 




نام خدا

خلاصه تاریخ ایران


زمان میلادی

زمان هجری

سلسله

پادشاه

رویدادها

پایتخت

حدود ٧٢٠ تا ٥٥٠ پیش از میلاد

 

مادها

دیا اکو

دیااکو هفت قبیله آریایی را در شهر هگمتانه متحد میکند.

هگمتانه

فره ورتیش

 

هوخشتره

 

آژی دهاگ

 

٦٧٥ تا ٣٣٠ قبل از میلاد

 

هخامنشیان

کورش

از بین بردن مادها - فتح بابل و دادن اجازه برای ساخت معبد به یهودیان - فتح لیدی – استقرار حکومت بزرگ پارسی – انتشار منشور حقوق بشر

شوش، هگمتانه، سارد، تخت جمشید

کمبوجیه

کمبوجیه پسر کورش به سلطنت می رسد، فتح مصر

گئومات

در نبود کمبوجیه، گئومات مغ خود را به جای بردیا برادر کمبوجیه معرفی می کند و به حکومت می رسد و کمبوجیه نیز دور از وطن می میرد. گئومات مردم را مجبور به پذیرفتن دین خودش می کند.

داریوش

فتنه گئومات توسط داریوش و متحدان خاموش می شود، شورش های مختلف در کشور فرو نشانده می شوند، ایرانیان در ماراتن از یونانیان شکست می خورند، داریوش دستور شروع به ساخت تخت جمشید را می دهد، ایران در زمان داریوش قدرتمند می شود و سیستم هایی مثل مثل تقسیم کشور به چند استان متفاوت و پست (چاپار) برای اولین بار به کار می افتند.

خشایارشاه

ایران به یونان حمله می کند و یونانیان برای به دست آوردن فرصت بیشتر برای ساخت یک نیروی دریایی بزرگ، سپاهی را به تنگه ترموفیل می فرستند تا سپاه بزرگ خشایارشاه را معطل کند. سپاه خشایار شاه پس از صرف وقت برای شکست دادن آن سپاه در کنار جزیره سالامیس به جنگ یونانیان می رود اما در جنگ دریایی سالامیس شکست سختی از یونانیان میخورد.

اردشیر درازدست، خشایارشاه دوم، سغدیان، داریوش دوم، اردشیر دوم، اردشیر سوم، ارشک

هخامنشیان به تدریج ضعیف می شوند

داریوش سوم

علی رغم مقاومت هایی مانند مقاومت آریوبرزن در نقاط مختلف کشور، سرانجام اسکندر مقدونی به کمک یونانی ها و مقدونی ها ایران را فتح می کند و تخت جمشید را آتش می زند، پایان کار هخامنشیان

٣٣٤ تا ١٢٦ قبل از میلاد

 

سلوکیان

سلوکوس اول، دوم و...، آنتیوخوس اول، دوم و... و...

سلوکیان، یونانیان جانشین اسکندر بودند که مردم ایران را وادار به قبول فرهنگ یونانی و استفاده از زبان یونانی می کردند.

سلوکیه

٢٤٨ قبل از میلاد تا ٢٢٦ میلادی

 

اشکانیان

اشک اول

پارت ها به رهبری اشک اول حکومت کوچکی را در مقابل سلوکیان یونانی تشکیل می دهند . 

نیسا، صد دروازه

اشک دوم، سوم و...

بالاخره به همت اشکهای بعدی سلوکیان به طور کامل از ایران پاک می شوند - در این دوران جنگ هایی میان ایران و روم صورت می گیرد که اکثرا به سود ایران به پایان می رسند. در یکی از معروف ترین این جنگ ها کراسوس سردار رومی که برای فتح کل ایران به راه افتاده بود، شکست سختی از سورنا سردار ایرانی می خورد. مرزهای ایران در زمان اشک نهم به بیشترین حدود خود در طول تاریخ اشکانی رسیدند. سواران پارتی در تیراندازی مشهور بودند و می توانستند بر روی اسب، به هر جهتی تیراندازی کنند.

 

 

 

 

اردشیر بابکان

اردشیر از نوادگان ساسان بر پایه ی تعالیم زردشتی در ایران شورش می کند و آخرین اشک را از پا در می آورد و سلسله ساسانی را تشکیل می دهد. ساسانیان خود را جانشینان هخامنشیان معرفی می کردند.

 

 

 

 

شاپور اول

شاپور اول، در مقابل والریانوس امپراتور روم به پیروزی بزرگی می رسد. والریان اسیر می شود و شاپور برای تحقیر او، از او به عنوان چهارپایه ای برای سوار شدن بر اسبش استفاده می کند.

 

 

 

 

هرمز اول، بهرام اول، بهرام دوم، بهرام سوم، نرسی، هرمز دوم

 

 

 

 

 

شاپور دوم (ذوالاکتاف)

در حمله ای سخت اعراب را شکست می دهد و به روایتی کتف آنان را سوراخ می کند.

 

٢٢٦ تا ٦٤٢ میلادی

 

ساسانیان

اردشیر دوم، شاپور سوم، بهرام چهارم، یزدگرد، بهرام پنجم (بهرام گور)، یزدگرد دوم، هرمز سوم، پیروز، بلاش

انقراض روم غربی بر اثر حمله قبایل وحشی

تیسفون

 

 

 

قباد اول      (دوره اول)

در زمان قباد آیین مزدک گسترش زیادی پیدا می کند. تا جایی که خود قباد نیز به آیین مزدکی در می آید و مزدکی را آیین کشور اعلام می کند. آیین مزدکی توسط مزدک پسر بامداد گسترش پیدا می کند. تعالیم مزدکی آیین ها و دستورات مشکلی داشته اند و شبیه به تعالیم کمونیستی بوده اند.

 

زاماسب

برای مدتی سلطنت از دست قباد به زامسب منتقل می شود. گفته می شود که زاماسب مرد عادلی بوده است.

 

قباد اول      (دوره دوم)

در این دوران وقتی قباد دوباره به سلطنت رسید به خاطر ترس از قدرت موبدان علاقه چندانی به آیین مزدکی نشان نداد

 

خسرواول (انوشیروان)

پس از قباد، انوشیروان، معروف به انوشیروان دادگر که وزیر دانایش بوزرجمهر (بوذرجمهر) یا بزرگمهر نام داشت به سلطنت رسید. در زمان انوشیروان کتاب کلیله و دمنه از هند به ایران آورده و ترجمه شد. انوشیروان همچنین مزدکیان را قلع و قمع کرد و آنان را اعدام و یا زندانی کرد. پیامبر اسلام(ص) در این دوران متولد می شود.

 

هرمز چهارم

 

 

خسروپرویز

باربد موسیقیدان ایرانی در این دوره زندگی می کرد. هجرت پیامبر از مکه به مدینه در دوران خسروپرویز بود. خسروپرویز نامه پیامبر به او برای دعوت به اسلام را پاره کرد. در دوران خسرو بهرام ششم یا بهرام چوبین که یک ژنرال ارتش بود حکومت را از شاه گرفت و خسروپرویز به روم شرقی گریخت و امپراتور روم، به او کمک کرد و حکومت را از بهرام باز پس گرفت و به او داد. پس از این که شاه جدید روم شاه قبلی را کشت وبه حکومت رسید،خسروپرویز به خونخواهی از امپراتوری که به او کمک کرده بود، قسمتهایی از روم را اشغال کرد اما دوباره آنها را از دست داد.

 


 

 

 

قباد دوم، اردشیر سوم، شیرویه، ملکه پوراندخت، هرمز پنجم

 

 

 

 

 

یزدگرد سوم

یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بود که در سن جوانی به حکومت رسید. زمانی که او به حکومت رسید، ایران در وضعیت آشفته ای قرار داشت. اعراب نیز پس از مدتی حمله به ایران را شروع کردند. بین یزدگرد و عمر در این دوران نامه هایی نیز رد و بدل شد و سرانجام سپاه ایران به فرماندهی رستم فرخزاد در محل قادسیه از سپاه اعراب مسلمان شکست خورد. به زودی تیسفون توسط اعراب فتح شد و ایرانیان به تدریج به اسلام گرویدند. یزدگرد که فراری شده بود به دست فردی ناشناس در نواحی مرو کشته شد.

 

 

قرن اول و دوم هجری قمری

امویان و عباسیان

خلفای اموی و عباسی

پس از خلافت عمر، عثمان و حضرت علی (ع)، امویان حکومت کرده و پس از چندی ضعیف شدند، عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی (بهزادان) و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما بعد ابومسلم را کشتند و حکومتی ظالم تر از امویان به وجود آوردند. بعدها قیام هایی از جمله قیام المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.

دمشق، بغداد

 

نیمه اول قرن سوم هجری

طاهریان

طاهر ذوالیمینین

طاهر از سرداران مامون بود که در خراسان حکومتی مستقل تشکیل داد. طاهر در چند جنگ خوارج را شکست داد. طاهر به تدریج سیستان و ماورا النهر را نیز تصرف کرد و آن مناطق را امن و آرام کرد. قیام سرخ جامگان به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان علیه خلافت عباسی در همان زمان صورت گرفت. هنچنین مازیار نیز در این دوران در طبرستان قیام کرد که توسط طاهریان سرکوب شد.

نیشابور

امیران دیگر تا محمدبن طاهر

حکومت طاهریان در زمان محمد بن طاهر توسط یعقوب لیث صفاری سرکوب شد.

 

اواسط قرن سوم هجری

علویان

داعی کبیر

علویان از نسل امام حسن (ع) بودند و در طبرستان و دیلم  حکومت تشکیل دادند. علویان به دست سامانیان نابود می شوند

آمل

ناصر کبیر

 

نیمه دوم قرن سوم هجری

صفاریان

یعقوب لیث صفاری

انقراض طاهریان توسط یعقوب- سرکوب خوارج – جنگ یعقوب با خلیفه عباسی و شکست از او

زرنگ

عمرولیث

جنگ با امیر اسماعیل سامانی بر اثر توطئه خلیفه – اسارت عمرولیث توسط خلیفه و قتل او در زندان بغداد – پس از او صفاریان به طور ضعیفی حکومت کوچکی در اختیار داشتند.

 

قرن چهارم هجری

سامانیان

امیران سامانی

وزیرانی چون جیهانی و بلعمی – بزرگانی چون رودکی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی – قدرت گرفتن تدریجی سپهسالاران

بخارا

اسماعیل

امیران سامانی

 

قرن چهارم هجری

آل زیار

مرداویج

 

اصفهان

وشمگیر

حمله سامانیان به آل زیار – آل زیار به جز گرگان همه متصرفات خود را از دست می دهند.

آل بویه

علی، حسن، احمد

شکست دادن خلیفه عباسی و به زندان افکندن او

 

عضد الدوله

کمک به عمران و آبادانی کشور و ساخت و ساز و کمک به کشاورزان

سایر امیران آل بویه

تجزیه و ضعف حکومت آل بویه

 

اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم هجری

غزنویان

آلپتکین

 

غزنین

سبکتکین

گسترش حکومت غزنوی – زندگی بابا طاهر عریان

سلطان محمود غزنوی

فتح سرزمین های بازماندگان صفاریان – تصرف قسمتی از قلمرو آل بویه – حمله محمود به هند – وزارت حسنک وزیر – زندگی ابوالقاسم فردوسی طوسی سراینده شاهنامه

سلطان مسعود

قتل حسنک وزیر – شکست از سلجوقیان در جنگ دندانقان

١٠٥٥ تا ١١٩٤ میلادی

اواسط قرن پنجم تا اواخر قرن ششم هجری

سلجوقیان

طغرل

پیروزی بر مسعود غزنوی در جنگ دندانقان - براندازی بقایای آل زیار - براندازی آل بویه - تایید توسط خلیفه بغداد – وزارت عمید الملک و ابوالقاسم جوینی – زندگی ناصرخسرو قبادیانی

نیشابور، اصفهان، بغداد

آلب ارسلان

پیروزی بر روم شرقی (بیزانس) در جنگ ملازگرد و اسیر کردن امپراتور روم – وزارت خواجه نظام الملک

ملکشاه

مرزهای سلجوقی از چین تا ترکیه امروزی پیش می رود - وزارت خواجه نظام الملک – تاسیس مدارس نظامیه – دوران قدرت حسن صباح سردسته اسماعیلیان آن زمان در غرب در قلعه الموت – تهیه تقویم جلالی توسط خیام و رسمی شدن تاریخ هجری شمسی در کشور در کنار تاریخ هجری قمری که بعدها دوباره تا زمان رضاخان فراموش شد

سلطان سنجر

سرکوب سرکشی های داخلی

شاهان دیگر سلجوقی

قدرت گرفتن اتابکان – تجزیه حکومت سلجوقیان – تهاجم قراختاییان، غزها و خوارزمشاهیان – زندگی شهاب الدین سهروردی، شیخ اشراق

١٠٩٤ تا ١٢٣١ میلادی

قرن ششم و اوایل قرن هفتم

خوارزمشاهیان

قطب الدین محمد

 

سمرقند، گرگانج

اتسز، ارسلان، سلطانشاه،

تکش

زندگی نظامی گنجوی (گنجه ای)

سلطان محمد

تصرف سرزمین قراختاییان و همسایه شدن با مغولان – غارت کاروان مغول در شهر مرزی اترار، مطالبه قاتلین از طرف چنگیز، مخالفت سلطان محمد به خواست ترکان خاتون مادرش – حمله مغولان به ایران، فرار سلطان محمد به جزیره آبسکون در دریای مازندران – زندگی عطار نیشابوری

جلال الدین

جنگ ها و تعقیب و گریز های طولانی جلال الدین با سپاهیان مغول و مقاومت در برابر چنگیز در شهرهای مختلف

١٢٥٩ تا ١٣٣٥ میلادی

نیمه اول قرن هفتم تا نیمه اول قرن هشتم

اشغال مغولان

چنگیز خان

حمله به نواحی مختلف ایران و قتل و کشتار فراوان و آتش زدن کتابخانه ها و... – چنگیز در پایان عمر متصرفاتش را به فرزندانش جوچی، تولوی، اکتای و جغتای می سپارد

تبریز، سلطانیه

ایلخانان

هلاکو

سرکوب اسماعیلیان، انقراض عباسیان، ساخت رصدخانه مراغه

اباقا، تکودار، ارغون، گیخاتو، بایدو

زندگی سعدی – زندگی مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی مشهور به مولوی

غازان

مسلمان شدن غازان– وزارت خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در دربار غازان

الجایتو (محمد خدابنده)

گرایش مغولان به تشیع – زندگی عبید زاکانی

ابوسعید

قتل خواجه رشید الدین فضل الله – سقوط ایلخانیان

 

اواسط قرن هشتم

دولت های محلی و هرج و مرج

حکام محلی

حکومت سربداران در این دوره بود که تعالیم اولیه آن به وسیله شیخ خلیفه گسترش یافت و پس از آن که او را به دار آویختند و گفتند او خود، خود را به دار آویخته، شیخ حسن جوری، شاگردش، راهش را ادامه داد. پس از آن، قیام مردم باشتین رخ داد و مردم به رهبری وجیه الدین مسعود و عبدالرزاق، شیخ حسن جوری را از زندان آزاد و حکومت سربداران را تشکیل دادند. سربداران بعدا به دست تیمور از بین رفتند.

 


 ١٣٨٤ تا ١٥٠٠ میلادی

اواخر قرن هشتم و قرن نهم هجری

تیموریان

تیمور لنگ

تیمور که خود را از بستگان چنگیز معرفی می کرد، در سه یورش سه ساله و پنج ساله و هفت ساله به ایران حمله کرد و ایران را تصرف کرد – زندگی حافظ شیرازی

هرات    (از زمان شاهرخ)

شاهرخ

بنای مسجد گوهرشاد به سفارش همسر شاهرخ، گوهرشاد آغا – زندگی بایسنقر فرزند شاهرخ

الغ بیک

ساخت رصدخانه سمرقند – زندگی عبدالرحمان جامی شاعر فارسی گوی – قیام مارتین لوتر و رنسانس و به وجود آمدن فرقه پروتستان در مسیحیت و آغاز قرون جدید – زندگی افرادی چون لئوناردو داوینچی، نیوتون و پاسکال در اروپا

سلطان حسین بایقرا

اضمحلال تیموریان

 ١٥٠١ تا ١٧٢٢ میلادی

٩٠٧ تا ١١٣٥ هجری قمری

صفویان

اسماعیل

سلطنت شاه اسماعیل صفوی از نوادگان شیخ صفی اردبیلی با پشتیبانی ترکان قزلباش در تبریز- اعلام شیعه به عنوان مذهب رسمی – پایتختی تبریز -  پیروزی بر آق قویونلو ها که خود قبلا قراقویونلو ها را نابود کرده بودند – پیروزی بر ازبکان – جنگ چالدران با عثمانی و شکست ایران در آن به خاطر نداشتن توپ – مرگ اسماعیل بر اثر بیماری حصبه– اوج قدرت اسپانیا در اروپا

تبریز، قزوین، اصفهان

تهماسب اول

 پیروزی بر ازبکان – جنگ با عثمانی و سرانجام انعقاد قرارداد صلح آماسیه – گسترش مذهب پروتستان در اروپا

اسماعیل دوم

هرج و مرج در حکومت – سلطنت اسماعیل دوم پسر طهماسب و محمد خدابنده برادر اسماعیل دوم – زندگی محتشم کاشانی – حکومت اکبر شاه گورکانی در هند

محمد خدابنده

شاه عباس

سفر برادران شرلی به ایران و تاسیس کارخانه های توپ سازی به کمک آنها – پیروزی بر ازبکان – انتقال پایتخت ایران از قزوین به اصفهان - جنگهای بیست و سه ساله ایران و عثمانی و پیروزی ایران– رهایی بحرین و هرمز و گمبرون(بندرعباس) از دست پرتغال– ساخت عالی قاپو و سی و سه پل و...- زندگی میرعماد، کمال الدین بهزاد، رضا عباسی، شیخ بهایی، میرداماد، ملاصدرا، علامه مجلسی –تاسیس کمپانی هند شرقی

شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان

کشفیات علمی گالیله – حکومت لوئی چهاردم و اوج اقتدار فرانسه – کشف قانون جاذبه توسط نیوتون در انگلستان – جنگ داخلی انگلستان و پیروزی الیور کرامول و تاسیس جمهوری که تنها تا زمان مرگ او پایدار بود – حکومت پتر کبیر در روسیه – آغاز به ساخت بنای تاج محل در هند به دستور شاه جهان

شاه سلطان حسین

شورش افغانها در هرات – حمله محمود افغان به ایران – شکست سپاه صفوی از افغانها – محاصره اصفهان و قحطی شدید در اصفهان – تسلیم تاج سلطنت به محمود توسط شاه سلطان حسین و غارت اصفهان- صفویان سالها بعد تنها اسما حکومت می کردند یا نایب السلطنه بودند. شاههای بعدی صفوی، شاه تهماسب دوم، شاه عباس سوم، میر سید محمد و شاه اسماعیل سوم هستند

١٧٢٢ تا

١٧٢٩ میلادی

١١٣٥ تا ١١٤٢ هجری

افغان ها

محمود افغان

غارت کشور – تصرف قسمت های شمالی ایران توسط روس ها

اصفهان

اشرف افغان

قتل محمود توسط اشرف پسرعمویش- شکست اشرف از نادر و کشته شدن در راه فرار در بلوچستان

 ١٧٣٦ تا ١٧٥٠ میلادی

١١٤٨ تا ١١٦١ هجری قمری

افشاریان

نادر شاه افشار و جانشینانش

قدرت گرفتن نادر به عنوان سردار سپاه تهماسب دوم صفوی-بیرون راندن افغان ها- عزل حکومت از تهماسب دوم و دادن آن به پسرش شاه عباس سوم به بهانه جنگ خودسرانه تهماسب با عثمانی و شکست در آن- نیابت سلطنت نادر و شکست عثمانی – خروج روسها از ایران –سلطنت نادر در شورای دشت مغان- فتح قندهار و خوارزم و بخارا –جنگ کرنال با محمد شاه گورکانی هند به بهانه تحویل ندادن افغانیان فراری و گرفتن کوه نور و دریای نور از هندیان - قتل نادر توسط سپاهیانش به خاطر تندخوییش -

حکومت کوتاه علیقلی خان عادلشاه، ابراهیم خان و شاهرخ که در دوران قدرت نابینا نیز شد در مشهد

مشهد

 ١٧٥٠  تا ١٧٩٥ میلادی

١١٧١ تا ١٢٠٩ هجری قمری

زندیه

کریم خان زند

غلبه کریم خان از سران سپاه نادر بر مدعیان دیگر مانند آزاد خان افغان در جنگ خشت و محمدحسن خان قاجار – به اسارت بردن آقا محمد خان – قدرت کریم خان تحت نام وکیل الرعایا و دادن نام پادشاه به اسماعیل سوم – جنگ با عثمانی و فتح بصره– سرکوب میر مهنا که در منطقه خارک با اخراج هلندی ها به قدرت رسیده بود - اختراع ماشین بخار و انقلاب صنعتی در انگلستان و اروپا– استقلال آمریکا - ادامه حکومت کوچک شاهرخ در مشهد

شیراز

لطفعلی خان زند

 انقلاب کبیر فرانسه علیه لوئی شانزدهم - حکومت کوتاه لطفعلی  پس از ادعای سلطنت توسط عموهایش، صادق خان و زکی خان

١٧٩٥ تا ١٧٩٧

١١٧٤ تا ١١٧٦

قاجاریه

آقا محمد خان

فرار آفا محمد خان که پس از شکست پدرش محمدحسن خان از کریم خان در قلعه کریم خان زندانی شده بود– پیوستن به قومش در استرآباد (گرگان) و غلبه بر برادرانش – غلبه بر لطفعلی خان به خاطر خیانت حاج ابراهیم خان کلانتر به لطفعلی – تعقیب لطفعلی در کرمان و بم و محاصره این دو شهر و قتل عام فجیع مردم کرمان و سرانجام قتل لطفعلی – جنگ با حاکم گرجستان و قتل عام در تفلیس – کشته شدن به دست دو تن از خدمتکارانش که قرار بود فردا کشته شوند در راه دومین سفرش به تفلیس

 

١٧٩٧ تا ١٨٣٤

١١٧٦ تا ١٢١٣

فتحعلی شاه

رفتن فتحعلی برادرزاده آقامحمدخان از شیراز به تهران و سلطنتش به کمک حاج ابراهیم خان کلانتر – غلبه بر علی قلی خان عمویش و سایر مخالفان – در آب جوش انداختن و قتل حاج ابراهیم خان کلانتر – سفارت سر جان ملکم انگلیسی در ایران – قرارداد دوستی ایران با انگلیس – عمل نکردن انگلیس به قول هایش پس از حمله روسیه – کمک جستن ایران از ناپلئون بناپارت در فرانسه - قرارداد فین کن اشتاین با فرانسه که طبق آن فرانسه بتواند از راه ایران به هند نیرو بفرستد و ایران از فرانسه اسلحه و کمک در برابر روسیه دریافت کند و فرستادن ژنرال گاردان به ایران در همین راستا  - عمل نکردن فرانسه به عهدش به خاطر بستن عهدنامه دوستی تیلسیت با روسیه و بازگشت ژنرال گاردان در میان جنگ ایران و روسیه – دوستی دوباره ایران و انگلیس با فرستادن سر هارفوردجونز به ایران و بسته شدن عهدنامه مجمل که به موجب یک بند آن انگلستان در مقابل حمله کشورهای اروپایی به ایران، ایران را پشتیبانی می کند- آمدن سر گور اوزلی همراه میرزا بوالحسن خان ایلچی که نماینده ایران در انگلستان بود به ایران و عدم همکاری انگلیس و معطل کردن ایرانی ها تا زمان پایان جنگ اول ایران و روسیه و سپس امضای قرارداد جدیدی به نام عهدنامه ی مفصل با انگلیس که طبق آن ایران در حفظ هند و انگلیس در تسلیحات یکدیگر را یاری کنند – عمل نکردن انگلیس به عهدنامه به خاطر دوستی با روسیه -  حمله روسیه به ایران در راستای عمل به وصیت پطر کبیر برای رسیدن به آبهای گرم – شکست سخت سپاه ایران به سرکردگی عباس میرزا در اصلاندوز و  نبردهای دیگر و فتح تبریز توسط روسها و قرارداد گلستان و ا زدست دادن گرجستان و گنجه و شیروان و باکو و... – جنگ دوم ایران و روس به تحریک روسیه از یک سو و فتوای علما از سوی دیگر و علی رغم مخالفت قائم مقام، وزیر شاه با جنگ – شکست سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزای ولیعهد در اثر کمی قوا و نبود امکانات و دسیسه های انگلیسی ها و شکست در جنگ مهم اصلاندوز علی رغم پیروزی های اولیه و امضای قرارداد ترکمانچای و از دست دادن ارمنستان و آذربایجان و ...  – قرارداد آخال با دولت روسیه که به موجب آن قسمت هایی از شمال خراسان و ترکمنستان به روسیه واگذار می شد -ماجرای زورگویی گریبادوف روسی در ایران و ریختن مردم به خیمه اش و قتل او – اعتراض روسها به قتل گریبادف و عذرخواهی هیئت ایرانی به ریاست خسرومیرزا - مرگ عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه قبل از رسیدن به پادشاهی

تهران


١٨٣٤ تا ١٨٤٨

١٢١٣ تا ١٢٢٦

 

محمد شاه

سلطنت محمد شاه فرزند عباس میرزا به کمک میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و سرکوب و کور کردن علی شاه عمویش که در تهران مدعی سلطنت بود - قتل  قائم مقام، صدر اعظم،  توسط محمد شاه علی رغم سوگندی که در حرم امام رضا برای عباس میرزا پدرش خورده بود – صدر اعظمی میرزا آغاسی ( آقاسی ) - امضای قرارداد ارزنه الروم با عثمانی و تعیین مرزهای دو کشور پس از تلاش های سه ساله میرزا تقی خان امیرکبیر به عنوان نماینده ایران– کور کردن خسرو میرزا برادر شاه - طغیان کامران میرزا والی هرات – محاصره هرات توسط محمدشاه و ترک محاصره تحت فشار انگلیسی ها

 

١٨٤٨ تا ١٨٩٦

١٢٢٦ تا ١٢٧٥

ناصرالدین شاه

سلطنت ناصرالدین شاه فرزند محمدشاه – صدارت اعظمی میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر)، فرزند آبدارچی قائم مقام – وقوع فتنه سید علی محمد باب و سرانجام تیرباران او به دستور امیرکبیر – ظهور میرزا حسینعلی نوری ملقب به بهاء در ادامه فتنه بابیه و به وجود آمدن مذهب دروغین بهاییت - تاسیس مدرسه دارالفنون توسط امیرکبیر – انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه توسط امیرکبیر که بعدها به دولت علییه تغییر نام یافت – اصلاحات اقتصادی و سیاسی امیرکبیر – خلع صدارت امیرکبیر به تحریک مادر شاه جهان خانم مهد علیا (در واقع مهد علیای دوم، چون مهد علیای اول ماه رخسار خانم مادر فتحعلی شاه بود)، میرزا آقاخان نوری و انگلیسی ها – گرفتن حکم قتل امیرکبیر از ناصرالدین شاه در حال مستی و قتل امیر کبیر با زدن رگ او پس از دو سال صدارت اعظمی در حمام فین کاشان – صدارت میرزا آقاخان نوری– ظهور سید جمال الدین اسدآبادی و تعالیم ضد استعماری او در هند، ایران، مصر و غیره و سرانجام تبعیدش به عثمانی - تصرف هرات توسط ایران و اشغال خارک و بوشهر و خرمشهر توسط انگلیسی ها در اعتراص به این کار به خاطر منافعشان در هند – امضای قرارداد پاریس میان ایران و انگلستان که افغانستان را مستقل می شناخت – جدایی منطقه ترکمنستان از ایران – جدایی قسمت پاکستان از ایران – جنگ داخلی آمریکا میان ایالات شمالی و جنوبی بر سر الغای بردگی که سرانجام به پیروزی شمالی ها و الغای برده داری انجامید - اعطای امتیاز رویتر که به موجب آن راه آهن و معادن و جنگل ها و گمرک ایران و چند چیز دیگر به انحصار رویتر یهودی انگلیسی در می آمد و لغو قرارداد بر اثر مخالفت های روحانیون و مردم – قرارداد توتون و تنباکو میان ایران و تالبوت انگلیسی که تنباکوی ایران را برای تالبوت منحصر می کرد و در مقابل پانزده هزار لیر انگلیس و یک چهارم سود سالانه از سوی تالبوت به ایران داده می شد، مخالفت مردم و میرزا حسن شیرازی و میرزا حسن آشتیانی و  فتوای تحریم توتون و تنباکو توسط میرزای شیرازی و اطاعت مردم و سرانجام لغو قرارداد – قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای کرمانی شاگرد سید جمال الدین اسدآبادی

١٨٩٦ تا ١٩٠٦

١٢٧٥ تا ١٢٨٥

مظفرالدین شاه

سلطنت مظفرالدین شاه بیمار پس از مدتی طولانی ولایت عهدی – مسموم شدن سید جمال الدین اسدآبادی در استانبول عثمانی و شهادت او – انعقاد قرارداد نفت دارسی که نفت آینده ایران را برای شصت سال به دارسی انگلیسی می داد - به چوب بستن عده ای از بازرگانان به خاطر گرانی قند – اعتراض مردم و تحصن در حرم شاه عبدالعظیم معروف به مهاجرت صغری و طلب ساخت عدالتخانه و عزل عین الدوله و مسیو نوز بلژیکی و اجرای احکام اسلام– تسلیم دولت و پایان تحصن – قیام دوباره مردم و قتل طلبه ای به نام سید عبدالحمید و مهاجرت عده ای از روحانیون به قم معروف به مهاجرت کبری – فشار مردم و سرانجام صدور فرمان مشروطیت در ١٤ مرداد  ه.ش١٢٨٥ مصادف با ١٤ جمادی الثانی ١٣٢٤ ه.ق و عزل عین الدوله– صدراعظمی نصرالله خان مشیرالدوله به جای صدر اعظم قبلی –مرگ مظفرالدین شاه ده روز پس از امضای قانون اساسی

١٩٠٦ تا ١٩٠٩

١٢٨٥ تا ١٢٨٧

 

محمدعلی شاه

تدوین متمم قانون اساسی و بند نظارت پنج مجتهد بر مصوبات مجلس که پیشنهاد شیخ فضل الله نوری بود–  چاپ  صور اسرافیل توسط میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و چاپ مقالات علامه دهخدا در آن -امتناع شاه از امضای متمم و سرانجام امضای آن پس از اعتراضات فراوان – سوء قصد نافرجام به جان شاه - به توپ بستن مجلس توسط لیاخوف و انحلال مجلس و تبعید آیت الله طباطبایی و بهبهانی و غارت مشروطه خواهان و قتل میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و ملک المتکلمین در باغشاه و تبعید دهخدا و آغاز استبداد صغیر – قیام ستارخان و باقرخان در تبریز– محاصره تبریز توسط سپاه عین الدوله و ترک محاصره پس از چند ماه – فتح تهران و شورای بهارستان و جایگزینی احمدشاه به جای پدرش – تبعید محمدعلی شاه به روسیه با مقرری  سالی صدهزار تومان (این مقرری پس از آن که مدتی بعد محمدعلی شاه با کمک ترکمن ها برای پس گرفتن سلطنت به ایران بازگشت و شکست خورد قطع شد) – به نفت رسیدن نخستین چاه نفت ایران در مسجدسلیمان در ٥ خرداد ١٢٨٧

 

١٩٠٩ تا ١٩٢٥

١٢٨٧ تا ١٣٠٤

احمد شاه

انتخاب احمدشاه برای سلطنت و اعدام شیخ فضل الله در دادگاه محاکمه مخالفان مشروطه  - امضای قرارداد ١٩٠٧ که طبق آن شمال ایران به روسیه و جنوب به انگلیس داده می شد و مرکز بی طرف می ماند -  نیابت سلطنت عضدالملک به سبب کمی سن احمدشاه – دعوت مورگان شوستر آمریکایی و یالمارسن سوئدی به ایران – نیابت سلطنت ناصرالملک – تعطیل و انحلال مجلس توسط ناصرالملک و اخراج مورگان شوستر – تجاوز روسیه و انگلیس به ایران و به گلوله بستن حرم امام رضا (ع) توسط روس ها و مقاومت های مردم در جنوب در مقابل انگلیسی ها از جمله مقاومت رئیسعلی دلواری در ناحیه تنگستان و دشتستان– سلطنت احمدشاه و ولایت عهدی محمد حسن میرزا– وقوع جنگ جهانی اول (١٩١٤ تا ١٩١٨) به بهانه قتل ولیعهد اتریش در بوسنی میان آلمان، اتریش مجارستان، ایتالیا به عنوان دول محور یا متحدین و انگلیس، فرانسه و روسیه به عنوان متفقین، یک سال پس از شروع جنگ ایتالیا به متفقین پیوست و عثمانی به متحدین پیوست، کشورهایی مانند رومانی و صربستان و یونان نیز با متفقین و بلغارستان نیز با متحدین بودند – اشغال ایران توسط انگلستان در جنوب و روسیه در شمال– وقوع انقلاب روسیه علیه تزار ها و خروج نیروهای روس از ایران – سلطه کامل انگلیس بر ایران - پیروزی پایانی متفقین و اجلاسی بین سران متفقین در ورسای برای تقسیم غنایم و تعیین آینده ی جهان – شکست مبارزه وثوق الدوله برای قرارداد ١٩١٩ که مبنی بر تحت الحمایه انگلستان شدن ایران بود و نخست وزیری مشیرالدوله پیرنیا – پایان جنبش دموکرات آذربایجان با قتل شیخ محمد خیابانی در تبریز - کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی و رضاخان در ایران در سوم اسفند ( سه حوت ) ١٢٩٩ – نخست وزیری سیدضیاء و کابینه سیاه و فرماندهی کل قوای رضا خان میرپنج و وزارت جنگ او – حمایت عارف قزوینی و عشقی از سیدضیاء – ترک ایران توسط ژنرال آیرونساید انگلیسی – برکناری سید ضیاء توسط احمد شاه و به کمک رضاخان و دستور احمد شاه به تبعید سیدضیا به خارج از کشور - به دار آویخته شدن دکتر حشمت و تنهایی میرزا کوچک خان و تشکیل جمهوری سرخ گیلان تحت حمایت روسیه کمونیستی - پایان شورش ژاندارمری خراسان به رهبری کلنل محمد تقی خان پسیان در زمان دولت قوام السلطنه - نخست وزیری سردار سپه (رضاخان)- پایان قیام میرزا کوچک خان و بریدن سر او پس از مدتی تعقیب و گریز نیروهای دولتی و میرزا و یکی دو تن از یارانش – قتل اشتباهی واعظ قزوینی به جای ملک الشعرای بهار از طرف عوامل رضاخان سردارسپه– قتل میرزاده عشقی توسط رضاخان – نقشه رضاخان برای برقراری جمهوری و مخالفت مدرس و علما – سیلی بهرامی در جلسه علنی مجلس به مدرس- اعتراضات وسیع مردم و پایان داستان جمهوریت


زمان میلادی

زمان هجری

سلسله

شاه

نخست وزیر

رویدادها

١٩٢٥ تا ١٩٤١

٢٥ آذر ١٣٠٤ تا ٢٥ شهریور ١٣٢٠

پهلوی

رضا شاه

محمدعلی فروغی            ( ذکاءالملک ) – ١٣٠٤ تا ١٣٠٥

تاجگذاری رضا خان میرپنج بر تخت طاووس پس از رای مجلس موسسان که در تکیه دولت تشکیل شده بود و انتخاب نام پهلوی برای رضاشاه

حسن مستوفی       (مستوفی الممالک) – ١٣٠٥ تا ١٣٠٦

 

 

مهدیقلی هدایت      ( مخبر السلطنه ) – ١٣٠٦ تا ١٣١٢

زندانی شدن تیمورتاش وزیر دربار و قدرت دوم کشور و قتل او در زندان به وسیله ی آمپول هوای پزشک احمدی

ذکاء الملک فروغی – ١٣١٢ تا ١٣١٤

تاسیس دانشگاه تهران- تغییر نام بین الممللی کشور از پرشیا (Persia ) به ایران- قتل سردار اسعد بختیاری – سفر رضاشاه به ترکیه

محمود جم          ( مدیرالملک ) – ١٣١٤ تا ١٣١٨

اجرای قانون کشف حجاب که به موجب آن زنان ملزم به نداشتن حجاب بودند، در راستای محدودیت های قبلی که داشتن لباس متحدالشکل و کلاه پهلوی را برای مردان اجباری می کرد و داشتن لباس روحانی را منوط به داشتن مجوز از وزارت معارف و معرفی نامه از دو مرجع معتبر می نمود – تعقیب و گریز مردم و آژان ها و سرانجام عملی شدن کشف حجاب – فرار آیرم رئیس نظمیه  که پس از آن که فهمید که به زودی کشته خواهد شد، به آلمان گریخت و پس از آن اگرچه رضاخان تلاش ها کرد تا او را با طمع و وعده به ایران برگرداند تا نابودش کند، آیرم فریب نخورد و در آلمان باقی ماند – قلع و قمع گروه کمونیستی معروف به پنجاه و سه تن و محکوم کردن پنجاه و یک تن از آنان – ازدواج ولیعهد محمدرضا با فوزیه خواهر ملک فاروق مصری – قتل فرخی یزدی در زندان با آمپول هوا – فرستادن علیم الدوله برای قتل نصرت الدوله به وسیله قهوه قجری و جان سالم به در بردن نصرت الدوله – حبس نصرت الدوله در یک اتاق گل گرفته تا مرگ او – آغاز جنگ جهانی دوم با حمله آلمان به لهستان 

احمد متین دفتری – ١٣١٨ تا ١٣١٩

تاسیس رادیو ملی – پایان کار تاسیس راه آهن شمال تا جنوب – آغاز نزدیکی روابط رضاخان با آلمان و نارضایتی انگلستان از این موضوع – سرانجام برکناری متین دفتری توسط رضاخان به سفارش انگلیسی ها و آمریکایی ها به خاطر همکاری با آلمان

منصور الملک – ١٣١٩ تا ١٣٢٠

فوت کمال الملک نقاش – فوت پروین اعتصامی – ضعف رضا خان به خاطر همراهی با آلمانی ها و از دست دادن پشتیبانی انگلیسی ها – حمله آلمان به شوروی  – اشغال ایران توسط متفقین و پایان سلطنت رضاخان – تبعید رضاخان به جزیره موریس و مدتی بعد ژوهانسبورگ

١٩٤١ تا ١٩٧٩

٢٥ شهریور ١٣٢٠ تا ٢٢ بهمن ١٣٥٧

 

محمد رضا شاه

ذکاء الملک فروغی - ١٣٢٠

وارد کار شدن فروغی به درخواست رضاخان برای به سلطنت رساندن محمدرضا فرزند رضاشاه

علی سهیلی – ١٣٢٠ تا ١٣٢١

 

احمد قوام         ( قوام السلطنه) - ١٣٢١

همکاری قوام با آمریکایی ها برای دور کردن انگلیس – بلوای نان در روز ١٧ آذر که به تحریک دربار صورت گرفت و با غارت شدن قصر قوام توسط مردم پایان یافت – برخورد تند قوام بعد از شلوغی نان و توقیف همه روزنامه های کشور

علی سهیلی – ١٣٢١ تا ١٣٢٣

 

محمد ساعد - ١٣٢٣

 

سهام السلطان بیات – ١٣٢٣ تا ١٣٢٤

 

حکیم الملک - ١٣٢٤

پایان جنگ جهانی دوم – تشکیل سازمان ملل متحد با پایان گرفتن جنگ توسط متفقین

صدرالاشراف - ١٣٢٤

تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان توسط سید جعفر پیشه وری و ایجاد خودمختار آذربایجان با عقاید شدید پان ترکیسم و با حمایت ضمنی توده ای ها و شوروی – اتحاد بین خودمختار آذربایجان و جمهوری کردستان که به دست کومله کردستان ساخته شده بود

حکیم الملک - ١٣٢٤

 

قوام السلطنه – ١٣٢٤ تا ١٣٢٦

قدرت گرفتن آمریکا در ایران با روی کار آمدن قوام – همکاری نزدیک مظفر فیروز فرزند نصرت الدوله با قوام– تشکیل حزب دموکرات توسط قوام برای به دست گرفتن بیشتر قدرت – سفر قوام به روسیه – گفتگوهای جناب اشرف (قوام السلطنه) با استالین و سرانجام توافق روسیه برای خروج نیروهای ارتش سرخ از ایران – ضعف خودمختار آذربایجان پس از خروج نیروهای ارتش سرخ و حمله ارتش به نیروهای فرقه دموکرات آذربایجان و انحلال خودمختار آذربایجان– پایان قائله کردستان و اعدام سران آنان - انتخابات فرمایشی مجلس پانزدهم و رای آوردن حزب دموکرات و یاران قوام السلطنه – وقوع جنگ میان هند و پاکستان

حکیم الملک – ١٣٢٦ تا ١٣٢٧

ترور مهاتما گاندی رهبر ملی هند - وقوع جنگ میان اعراب و اسرائیل به دلیل مخالفت اعراب با به رسمیت شناخته شدن کشور اسرائیل

عبد الحسین هژیر - ١٣٢٧

سفر شاه به لندن و ژنو – بازگشت آیت ا... کاشانی از تبعید

محمد ساعد – ١٣٢٧ تا ١٣٢٩

ترور نافرجام شاه به دست ناصر فخر آرایی و کشته شدن ضارب به دست محافظین  تاسیس ی توسطملی شدن و اعدام یجاانداند– رای نیاوردن قرارداد نفتی پیشنهادی گس گلشاییان میان ایران و انگلیس در مجلس – تاسیس جبهه ملی ایران توسط مصدق و یارانش - تبعید آیت ا... کاشانی به لبنان – انتخابات پرتقلب دوره شانزدهم – ترور عبدالحسین هژیر توسط حسن امامی از فداییان اسلام – اعدام حسن امامی – سفر شاه به آمریکا – تصمیم به برگزاری دوباره انتخابات در تهران به خاطر اعتراضات مردم و مصدق – سقوط دولت ساعد با قتل هژیر – افتتاح مجلس سنا


 

 

 

 

منصورالملک - ١٣٢٩

برگزاری دوباره انتخابات تهران – رای اول تهران به دکتر مصدق – رای نیاوردن دوباره قرارداد گس گلشاییان در مجلس- بازگشت آیت ا... کاشانی از تبعید لبنان و استقبال مردم – آوردن جنازه رضاخان به ایران

سرلشکر حاجعلی رزم آرا - ١٣٢٩

نخست وزیری رزم آرا به اصرار آمریکا و انگلیس و علی رغم مخالفت شاه – مخالفت مصدق و کاشانی با رزم آرا – اعتصاب عمومی علیه رزم آرا و تهدید رزم آرا به قتل توسط یک طلبه جوان – ترور رزم آرا توسط خلیل طهماسبی از یاران نواب صفوی و عضو فداییان اسلام

حسین علاء – ١٣٢٩ تا ١٣٣٠

اعلامیه معروف نواب صفوی خطاب به علاء: هوالعزیز، زمامداری ملت مسلمان در خور صلاحیت تو و امثال تو نیست. فورا برکناری خود را اعلام کن – تصویب ملی کردن صنعت نفت در کمیسیون نفت به ریاست مصدق

دکتر محمد مصدق – ١٣٣٠ تا ١٣٣١

رای شاه به نخست وزیری مصدق از روی اجبار – فوت محمدتقی بهار معروف به ملک الشعرا – رای اعتماد مجلس به مصدق – رای مجلس به ملی شدن صنعت نفت – خلع ید انگلیسی ها در پالایشگاه های نفتی ایران – تحریم جهانی نفت ایران تحت فشار انگلیس – سفر مصدق به نیویورک و دفاع از ایران و از ملی شدن نفت و بر علیه انگلستان در مجمع عمومی سازمان ملل – مذاکره مصدق و ترومن رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن – مذاکره مصدق و مک گی معاون وزیر امور خارجه آمریکا و توافق آنها برای کمک مالی آمریکا به ایران – دیدار مصدق از مصر در راه بازگشت از آمریکا و استقبال مردم مصر از او - انتخاب چرچیل به نخست وزیری در انگلستان – عزل مک گی از مقامش در وزارت خارجه آمریکا – برگزاری انتخابات مجلس هفدهم همراه با تقلب و درگیری – سفر مصدق به لاهه و دفاع او در مقابل اتهامی که انگلستان به خاطر ملی کردن صنعت نفت به دولت زده بود – بازگشت مصدق به ایران - درخواست مصدق از شاه برای گرفتن اختیار وزارت جنگ برای دفع آشوب و مخالفت شاه – استعفای مصدق

قوام السلطنه - ١٣٣١

اعلامیه تند قوام در رادیو برای تهدید مخالفان – موج اعتراضات مردم – اعلامیه آیت ا... کاشانی در روز ٣٠ تیر و ریختن مردم به خیابان ها و پایان دولت سه روزه قوام – رای دادگاه لاهه به نفع مصدق در روز ٣٠ تیر

دکتر محمد مصدق – ١٣٣١ تا ١٣٣٢

نخست وزیری دوباره مصدق این بار با قدرت بیشتر و در اختیار داشتن وزارت جنگ – مرگ استالین در روسیه– اختلاف مصدق و کاشانی به خاطر چند انتخاب مصدق در کابینه که این اختلاف تا پایان باقی ماند – نامه مصدق به چرچیل برای پس گرفتن پولهای بلوکه شده ایران در بانک های انگلیس و دریافت خسارت به خاطر توقف فروش نفت– اخراج کارکنان سفارت انگلیس در ایران پس از بی جواب ماندن نامه مصدق به چرچیل – انتخاب آیزنهاور به ریاست جمهوری در آمریکا – کودتای علیه دولت مصدق در روز ٩ اسفند که با رسیدن افشارطوس رئیس شهربانی و افرادش نافرجام ماند – ربوده شدن افشارطوس و قتل او - اختلافات مصدق با مجلس – استعفای حدود ١٠٠ تن از نمایندگان طرفدار دولت یا بی طرف مجلس – رفراندوم مصدق در سطح کشور برای انحلال مجلس هفدهم علی رغم نظر آیت ا... کاشانی و سرانجام انحلال مجلس به رای اکثریت مردم با وجود ایراد هایی که بر این رفراندوم بود – دو کودتای نافرجام ٢٣ و ٢٥ مرداد که هردو توسط حزب توده شناخته شده و لو رفتند –فرار شاه به شهر رم ایتالیا – کودتای ٢٨ مرداد توسط زاهدی و افرادی مانند شعبان جعفری و همراهانش –  غارت خانه نخست وزیر و پایان کار

 

 

 

 

سرلشکر فضل ا... زاهدی – ١٣٣٢ تا ١٣٣٣

بازگشت شاه از فرار – محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی و محکومیت او به سه سال زندان و بعد از آن تبعید به ملک خانوادگی خود در احمد آباد – سفر ریچارد نیکسون معاون ریاست جمهوری آمریکا به ایران – درگیری در دانشگاه تهران و کشته شدن سه تن از دانشجویان معترض: شریعت رضوی، بزرگ نیا و قندچی – اعدام دکتر فاطمی وزیر امور خارجه تندروی دکتر مصدق که در روزهای فرار شاه بیشترین سخنان را علیه شاه می زد – امضای قرارداد نفتی کنسرسیوم که دست خارجی ها را بیش از هر زمان دیگری برای غارت کردن نفت ایران باز می گذاشت – توافق شوروی با ایران برای دادن بدهی هایش به ایران

حسین علا – ١٣٣٤ تا ١٣٣٦

ظهور جمال عبدالناصر در مصر و محبوبیت فراوان او در میان اعراب – تشکیل پیمان دفاعی بغداد زیر نظر انگلستان متشکل از ایران، عراق، پاکستان و ترکیه که در مقابل تهدید منافع انگلستان در منطقه توسط جمال عبدالناصر انجام می شد – تاسیس مدرسه علوی در همین دوران – شرکت علا در مجلس ختم مصطفی کاشانی فرزند آیت ا... کاشانی در مسجد سپهسالار برای جذب او و شلیک گلوله مظفر ذوالقدر از اعضای فدائیان اسلام که به او نخورد و تلاش ذوالقدر برای قتل او با چاقو نیز بی ثمر ماند –  ملی شدن کانال سوئز در مصر به رهبری جمال عبدالناصر و حمله اسرائیل و انگلستان و فرانسه به مصر - دستگیری نواب صفوی و سایر اعظای فداییان اسلام – دستگیری آیت ا... کاشانی و محکومیت او به حبس انفرادی  - اعدام نواب صفوی و یارانش – پایان دوره زندان مصدق و انتقال او به احمدآباد

دکتر منوچهر اقبال – ١٣٣٦ تا ١٣٣٩

قدرت گرفتن سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) به ریاست تیمور بختیار – خارج شدن عراق از پیمان نظامی بغداد پس از تبدیل رژیم سلطنتی این کشور به جمهوری و تغییر نام پیمان نظامی بغداد به پیمان سنتو و قرار گرفتن آمریکا در راس پیمان – دستگیری خسرو روزبه از آخرین کمونیست های فعال ایران در آن زمان – خرید اسلحه به مقدار زیاد از کشورهای خارجی توسط شاه – قرار گرفتن ایران در مقابل شوروی و مصر و به عنوان حافظ منافع آمریکا در منطقه –  ظهور پاتریس لومومبا در کنگو – مبارزه فیدل کاسترو و چه گوارا در کوبا - طلاق شاه از ثریا و ازدواج او با فرح دیبا – تلاش شاه برای "اصلاحات ارضی" که به سفارش آمریکا انجام می شد و چون آیت ا... بروجردی با آن مخالفت کرد، از مفاد آن به قدری کاسته شد و متنش به قدری تغییر کرد که به صورت قانونی بی اثر در آمد

جعفر شریف امامی – ١٣٣٩ تا ١٣٤٠

سفر ملکه الیزابت به ایران – فوت آیت ا... بروجردی و تشییع جنازه و سوگواری وسیع مردم برای او – نامه تسلیت شاه برای آیت ا... سید محسن حکیم در نجف که نشان دهنده تمایل شاه برای انتقال مرجعیت شیعه از قم به نجف و در کل به خارج از کشور بود – تشکیل نهضت آزادی توسط مهندس بازرگان و آیت ا... طالقانی و دکتر سحابی که در واقع انشعابی مذهبی از جبهه ملی بود


 

 

 

 

علی امینی – ١٣٤٠ تا ١٣٤١

نخست وزیری امینی به خواست آمریکایی ها و علی رغم مخالفت شاه – انحلال مجلس انتصابی بیستم– محاکمه و دستگیری بسیاری از عوامل دربار در حکومت و رسوایی های مالی دربار – میتینگ بزرگ جبهه ملی در جلالیه و سخنرانی سنجابی، شاپور بختیار، داریوش فوهر و حسیبی و در آخر یورش پلیس و درگیری – فوت آیت ا... کاشانی – فرار تیمور بختیار رئیس ساواک از کشور پس از آن که شاه تصمیم به برکناری او گرفت – سرانجام اجرای اصلاحات ارضی در ایران به شکلی که کندی رئیس جمهور آمریکا می خواست با وجود مخالفت ها

اسدا... علم – ١٣٤١ تا ١٣٤٢

وقوع زلزله سنگین در بوئین زهرا – تبلیغ لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی – تصمیم به برگزاری رفراندوم اصول ششگانه انقلاب شاه و ملت یا انقلاب سفید:اصلاحات ارضی، حق رای برای زنان، ملی کردن جنگلها، سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها و... – تحریم رفاندوم توسط حوزه علمیه قم– تحریم رفراندوم توسط نهضت آزادی و احزاب و اصناف مختلف – یورش پلیس به اجتماع مخالفان اصول ششگانه و ضرب و شتم آیت ا... خوانساری سخنران مراسم – سفر شاه به قم که با تدارکات نظامی شدید از ترس یورش مردم انجام شده بود. اما هنگام ورود شاه مردم به تدبیر امام خمینی و حوزه علمیه از خانه ها بیرون نیامدند – سخنرانی تند شاه در قم و حمله او به "ارتجاع سیاه" – برگزاری رفراندوم و تصویب اصول ششگانه – حمله مامورین ساواک به مدرسه فیضیه و درگیری شدید مامورین و طلاب در آنجا – حمله مامورین به مدرسه طالبیه تبریز – اعلامیه آیت ا... سید محسن حکیم در دعوت به علمای ایران برای مهاجرت به عراق – ابراز موافقت دربار با اعلامیه ی آیت ا... حکیم – مخالفت امام خمینی با مهاجرت و پخش اعلامیه ای با این مضمون که شاه اگر حسن نیت دارد، باید مسببین حادثه مدرسه فیضیه را دستگیر کند – وقوع چند مورد درگیری در محرم و سخنرانی معروف امام خمینی در روز عاشورا و نصیحت به شخص شاه – دستگیری چند تن از مخالفان و روحانیان – دستگیری امام خمینی در نیمه شب پانزدهم خرداد – تظاهرات شدید مردم در تهران و قم و سایر شهرها – اعلام حکومت نظامی - برخورد مسلحانه ماموران شاه و قتل عده زیادی از کفن پوشانی که خواستار آزادی امام خمینی بودند و از ورامین به سمت تهران حرکت کرده بودند در روز ١٥ خرداد ١٣٤٢ – دستگیری طیب حاج رضایی از دوستان شعبان جعفری و از دسته داران بزرگ جنوب شهر که به علت کمک به برگزاری تظاهرات ١٥ خرداد دستگیر شد و سرانجام در آبان ١٣٤٢ اعدام شد - ترور جان اف کندی رئیس جمهور آمریکا

حسنعلی منصور – ١٣٤٢ تا ١٣٤٣

بازگشت امام خمینی از خانه تحت نظر در تهران به قم – سخنرانی مشهور امام خمینی در قم  در روز چهارم آبان و اعلام خطر وی به مردم و ارتش و روحانیون و... و اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون یا مصونیت قضایی آمریکاییان – دستگیری امام خمینی در روز ١٣ آبان و تبعید وی به خارج از کشور– ترور حسنعلی منصور توسط محمد بخارایی از اعضای جمعیت موتلفه اسلامی – پنهان داشتن خبر قتل او توسط شاه تا روز ششم بهمن که سالگرد انقلاب سفید بود

 

 

 

 

امیر عباس هویدا – ١٣٤٣ تا ١٣٥٦

ترور نافرجام شاه توسط رضا شمس آبادی – بازگشت دکتر علی شریعتی از پاریس و آغاز فعالیت های او در داخل کشور پس از یک دستگیری موقت در مرز ترکیه و ایران – فوت دکتر محمد مصدق – مرگ مرموز غلامرضا تختی کشتی گیر صاحب نام ایران - قدرت گرفتن تدریجی بهاییان و آزادی بیشتر آنها – دستگیری اعضای حزب ملل اسلامی که گروهی مسلح بودند و قصد ایجاد حکومت اسلامی داشتند – جدا شدن بحرین از ایران با موافقت شاه و در مقابل ضمیمه شدن دو تنب و ابوموسی به ایران که خود از قبل جزء خاک ایران محسوب می شدند –درگیری بین هند و پاکستان – جنگ شش روزه بین کشورهای عرب مصر و سوریه و اردن از یک سو و اسرائیل به پشتیبانی آمریکا از سوی دیگر که به شکست سنگین و پرتلفات نیروهای عرب انجامید - غرق شدن مشکوک صمد بهرنگی در رود ارس – فوت جلال آل احمد - برگزاری پرخرج جشن های دوهزار و پانصد سالگی رژیم شاهنشاهی در ایران – وقوع جنگ رمضان یا جنگ اکتبر ١٩٧٣ بین اعراب و اسرائیل که طی آن مصر قسمت هایی از صحرای سینا را باز پس گرفت و سپس انور سادات در جریان مصالحه خود با اسرائیل به وساطت جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا صحرای سینا را به طور کامل پس گرفت - به رسمیت شناخته شدن امارات متحده عربی –لشکرکشی های نیروهای ایرانی به ظفار در یمن و چند منطقه دیگر برای دفاع از حکومت های استبدادی تحت سلطه آمریکا – کودتای آمریکایی علیه سالوادور آلنده در شیلی و روی کار آمدن ژنرال پینوشه – مطلع شدن شاه از ابتلای او به بیماری سرطان لنف در اتریش - ادامه خریدهای نظامی سنگین شاه – قطع حمایت شاه از مصطفی بارزانی رهبر شورشیان کرد عراق و دوستی شاه با عراق – انحلال همه احزاب کشور و تشکیل حزب رستاخیز – دادگاه جنجالی خسرو گلسرخی و حاضر نشدن او به اظهار ندامت در تلویزیون و سرانجام اعدام او – دستگیری شریف واقفی و قتل او زیر شکنجه ساواک – گروگان گرفته شدن جمشید آموزگار و چند وزیر دیگر اوپک توسط چریکی به نام کارلوس که برای آزادی فلسطین می جنگید و سرانجام آزاد شدن آموزگار در الجزایر – تبدیل تاریخ ایران به تاریخ شاهنشاهی که بر اساس آن، مبدا تاریخ، سال به سلطنت رسیدن کورش بود به نحوی که دوهزار و پانصدمین سال آن مصادف با آغاز سلطنت شاه باشد – اعتراض علمای قم و رضایت ظاهری حکومت به این که هر دو تاریخ هجری شمسی و شاهنشاهی در کشور وجود داشته باشند – درگیری دانشجویان با ساواک و حمله شبانه ساواک به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران و حمله به خانه افرادی که به مخالفت با حکومت مظنون بودند در روز ١٦ آذر سال ١٣٥٦ – مرگ ناگهانی و مشکوک دکتر علی شریعتی در لندن - ریاست جمهوری جیمی کارتر از حزب دموکرات در آمریکا به جای جرالد فورد و نرم تر شدن سیاست های شاه در اثر فشارهای دولت جدید آمریکا که سرانجام به عزل هویدا و نخست وزیری آموزگار انجامید – قطع پی در پی برق در کشور و کم شدن سهم برق صنایع – برکناری هویدا تحت فشار آمریکا به خاطر تظاهرات های پی در پی مردم


 

 

 

 

جمشید آموزگار- ١٣٥٦ تا ١٣٥٧

ماجرای جشن هنر شیراز و اعتراضات وسیع مردم– فوت ناگهانی سید مصطفی خمینی فرزند بزرگ امام خمینی و چاپ آگهی های تسلیت و برگزاری مجالس ترحیم در شهرهای مختلف – چاپ مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات نسبت به امام خمینی – تظاهرات و درگیری های خونین روز ١٩ دی در قم و ٢٩ بهمن در تبریز که به مناسبت چهلمین روز درگذشت شهدای ١٩ دی بود –اعلام نوروز به عنوان عزای ملی از طرف مردم به پیروی از امام خمینی –شلوغی و تظاهرات در اصفهان و سپس در شهرهای دیگر و اعلام حکومت نظامی در اصفهان و چند شهر دیگر – آتش سوزی در سینما رکس آبادان و کشته شدن بیش از سیصد نفر – انداختن این حادثه به گردن گروه های مذهبی توسط حکومت و به گردن حکومت توسط مردم – سقوط دولت آموزگار

جعفر شریف امامی - ١٣٥٧

الغای تاریخ شاهنشاهی – دادن آزادی های سیاسی و بستن قمارخانه ها – دستگیری چند تن از سرمایه داران منسوب به دربار– ناپدید شدن مشکوک امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان در لیبی – راهپیمایی یک میلیونی در تهران در روز ١٣ شهریور، عید فطر – کشتار وسیع تظاهرکنندگان در میدان ژاله در روز ١٧ شهریور معروف به جمعه سیاه – زلزله ویرانگر در شهر طبس - پیام مخفیانه صدام برای شریف امامی که در آن گفته شده بود که اگر دولت ایران بخواهد صدام می تواند ترتیب کشته شدن امام خمینی در عراق را بدهد – ترک عراق توسط امام خمینی به مقصد پاریس و اسکان در نوفل لوشاتو – دادن مهلت یک هفته ای به دولت برای آزاد کردن مطبوعات توسط روزنامه نگاران و اعتصاب در پایان این مهلت – سرانجام عقب نشینی دولت و آزادی کامل مطبوعات – آزادی گسترده زندانیان سیاسی از جمله آیت ا... طالقانی – پیام شاه برای ملت مبنی بر این که  پیام انقلاب ملت ایران را شنیده است

 ارتشبد غلامرضا ازهاری - ١٣٥٧

آغاز جدی شعارهای یکپارچه مردم بر روی بام ها بر علیه رژیم – تاکید ازهاری بر این که صداها از نوار بوده است – تظاهرات گسترده در روزهای تاسوعا و عاشورا

شاپور بختیار –١٣٥٧

طرد شدن بختیار از جبهه ملی– فرار شاه از ایران در روز ٢٦ دی و شادی مردم در خیابان ها – رد و بدل شدن پیام های متعدد میان شورای انقلاب و بختیار برای استعفای بختیار یا تسلیم حکومت به امام خمینی توسط او و بی نتیجه ماندن آنها – به تعویق انداخته شدن پی در پی بازگشت امام خمینی به کشور – خارج شدن آمریکایی ها از ایران به دستور کارتر در روز ١١ بهمن – بالاخره اجاره هواپیمای دربست ایرفرانس به ایران توسط فردی به نام دستمالچی و بازگشت امام خمینی به کشور و استقبال بی نظیر مردم از او – حرکت از فرودگاه به بهشت زهرا و سخنرانی در آنجا– استقرار امام خمینی در مدرسه علوی – استعفای شهردار تهران – حکم تشکیل دولت موقت بازرگان توسط امام خمینی در روز ١٥ بهمن – بیعت همافران نیروی هوایی با امام در روز ١٩ بهمن – درگیری های شدید نظامی میان همافران نیروی هوایی و مردم با گارد شاهنشاهی و فرمانداری نظامی و هوانیروز در روز های ٢٠ و ٢١ بهمن و مسلح شدن مردم – اعلامیه بیطرفی ارتش در روز ٢٢ بهمن – فتح رادیو و تلویزیون – سرانجام پیروزی انقلاب و پایان کار سلطنت پهلوی در روز ٢٢ بهمن ١٣٥٧

تاریخ میلادی

تاریخ هجری

رهبر

رئیس جمهور

نخست وزیر

رویدادها

١٩٧٩

 بهمن ١٣٥٧ تا  آبان ١٣٥٨

امام خمینی

______

بازرگان

(دولت موقت)

تشکیل کمیته ی انقلاب – همه پرسی برای جمهوری اسلامی و رای ٩٨% مردم به جمهوری اسلامی در روز ١١ فروردین – تشکیل سپاه پاسداران - تشکیل کمیته ی امداد امام خمینی – برگزاری اولین نماز جمعه تهران به امامت آیت ا... طالقانی – شهادت استاد مرتضی مطهری – ریاست جمهوری صدام حسین در عراق پس از استعفای حسن البکر - همه پرسی برای قانون اساسی مصوب در مجلس خبرگان که بر پایه پیش نویس قانون اساسی بود که اندکی قبل نوشته شده بود و رای مردم به آن در ١٢ آذر سال ١٣٥٨ – فوت آیت ا... طالقانی –  درگیری در کردستان و جنگ سپاه با آنها و مقاومت دکتر چمران در پاوه و سرانجام شکست شورشیان– تسخیر سفارت آمریکا در ١٣ آبان توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و به گروگان گرفتن کارکنان سفارت و قرار دادن شرط تسلیم شاه توسط آمریکا به ایران برای محاکمه در مقابل آزادی گروگان ها – مخالفت دولت موقت با این اقدام علی رغم پشتیبانی امام خمینی از آن – استعفای دولت موقت 

١٩٧٩ تا ١٩٨٠

آبان ١٣٥٨ تا  بهمن ١٣٥٨

شورای انقلاب

پس از استعفای دولت موقت، شورای انقلاب که تا آن زمان موضعی کلی تر از دولت داشت، رسما مشغول به اداره کشور شد – شهادت دکتر محمد مفتح – اغتشاش حزب خلق مسلمان در تبریز و سرکوب آنان

١٩٨٠ تا ١٩٨١

بهمن ١٣٥٨ تا خرداد ١٣٦٠

ابوالحسن بنی صدر

محمد علی رجایی

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری که بنی صدر و جلال الدین فارسی رقبای اصلی آن بودند و احمد مدنی، حسن حبیبی، کاظم سامی، داریوش فروهر، صادق قطب زاده، صادق طباطبایی و محمد مکری نیز در آن حضور داشتند  – شایع شدن سخنانی مبنی بر ایرانی الاصل نبودن جلال الدین فارسی و افغانی بودن او و کناره گیری جلال الدین فارسی و رقابت حسن حبیبی با بنی صدر و سرانجام پیروزی قاطع بنی صدر در انتخابات – انتخاب رجائی به نخست وزیری به پیشنهاد حزب جمهوری اسلامی و پس از دو پیشنهاد ناپذیرفته بنی صدر(احمد خمینی و میرسلیم) – برگزاری انتخابات دوره اول مجلس در اسفند ١٣٥٨ و تشکیل مجلس در هفتم خرداد ١٣٥٩ - تعطیلی دانشگاه ها در بهار ١٣٥٩ و آغاز انقلاب فرهنگی– ناکامی آمریکا برای آزاد کردن گروگان ها با هواپیما و هلی کوپتر از راه کویر به علت وقوع طوفان شن – فوت شاه مخلوع در مصر – آغاز حمله نظامی عراق به ایران در روز ٣١ شهریور ١٣٥٩ که به هشت سال جنگ انجامید – میانجی گری الجزایر  برای حل مسئله ی گروگان ها و بالاخره آزادیشان پس از ٤٤٤ روز و تعهد آمریکا برای آزاد کردن پول های بلوکه شده ایران در بانکهای آمریکا – طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور در مجلس و رای نمایندگان به آن و برکناری بنی صدر پس از عزل رسمی وی توسط امام خمینی

١٩٨١

خرداد تا مرداد ١٣٦٠

شورای ریاست جمهوری

 (محمد بهشتی، محمدعلی رجایی و اکبر هاشمی رفسنجانی)

انحلال رسمی جبهه ملی درون کشور - شهادت مصطفی چمران در جبهه– سوء قصد به جان آیت ا... خامنه ای – شهادت دکتر بهشتی رئیس قوه قضاییه و ٧٢ تن دیگر در دفتر حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمب توسط مجاهدین خلق و جایگزینی آیت ا... موسوی اردبیلی در شورای ریاست جمهوری به جای شهید بهشتی

١٩٨١

مرداد تا شهریور ١٣٦٠

محمد علی رجائی

محمد جواد باهنر

فرار بنی صدر به همراه چند تن از سران مجاهدین خلق – انفجار بمب در ساختمان نخست وزیری توسط منافقین و شهادت رجایی و باهنر


١٩٨١

شهریور تا مهر ١٣٦٠

 

______

آیت ا... محمدرضا مهدوی کنی

 

١٩٨١ تا ١٩٨٩

١٣٦٠ تا ١٣٦٨

آیت ا... سید علی خامنه ای

میرحسین موسوی

ندادن رای اعتماد به دکتر علی اکبر ولایتی توسط مجلس که پیشنهاد شخص رئیس جمهور بود و انتخاب میرحسین موسوی به نخست وزیری – ترور آیت ا... دستغیب – ترور آیت ا... اشرفی اصفهانی – فاش شدن طرح کودتایی علیه نظام جمهوری اسلامی توسط حزب خلق مسلمان در تبریز و با حمایت آیت ا... شریعتمداری و با همکاری صادق قطب زاده که با اعتراف آیت ا... شریعتمداری به آگاهی از وجود کودتا و اعتراف سایر اعضای کودتا در تلویزیون و اعدام صادق قطب زاده پایان گرفت –  فتح خرمشهر که توسط عراقی ها اشغال شده بود در روز ٣ خرداد ١٣٦١ طی عملیات بیت المقدس – ناآرامی در کردستان – انحلال رسمی حزب توده در کشور پس از یک سلسله دستگیری سران حزب توده و اعتراف بسیاری از آنان از جمله نورالدین کیانوری، محمدعلی عمویی، احسان طبری و ناخدا ابراهیم افضلی در تلویزیون به تلاش برای براندازی – بازگشایی دانشگاه ها در آذر ١٣٦٢ – انتخابات دور دوم مجلس در ١٣٦٣ – انتخاب دوباره آیت ا... خامنه ای به ریاست جمهوری در ١٣٦٤ – قرارداد مخفیانه برای خرید اسلحه میان ایران و آمریکا و آمدن مخفیانه مک فارلین از طرف ریگان به ایران در یک هواپیمای حمل اسلحه برای رساندن پیام هایی به حکومت ایران - افشای آمدن مک فارلین به ایران توسط مقامات ایرانی بر اثر بروز اختلافاتی میان دو طرف – حمله سربازان سعودی به حجاج ایرانی در هنگام مراسم برائت از مشرکین حج سال ١٣٦٦– پایان فعالیت حزب جمهوری اسلامی – ایجاد مجمع تشخیص مصلحت نظام به فرمان امام خمینی– انتخابات سومین دوره مجلس در ١٣٦٧ – نامه امام خمینی خطاب به گورباچف و هشدار به او از فروپاشی قریب الوقوع نظام کمونیستی – حکم ارتداد و واجب القتل بودن سلمان رشدی توسط امام خمینی به خاطر نوشتن کتاب آیات شیطانی که به اسلام و پیامبر اسلام اهانت کرده بود – پرتاب موشک توسط ناوهای آمریکایی در خلیج فارس به هواپیمای مسافربری ایرانی ایرباس و کشته شدن ٢٩٧ مسافر آن – قبول قطعنامه ٥٩٨ از جانب ایران در ٢٩ تیر ١٣٦٧ که به منزله پایان جنگ بود – اجرای عملیات فروغ جاویدان توسط مجاهدین خلق که طی عملیات مرصاد که توسط نیروهای ایران انجام گرفت با تلفات بسیار سنگین شکست خوردند – ایجاد آتش بس کامل میان ایران و عراق در ٢٩ مرداد ١٣٦٧ – وفات محمد حسین بهجت تبریزی مشهور به شهریار در شهریور ١٣٦٧ - تشکیل شورای بازنگری قانون اساسی – عزل آیت ا... منتظری از قائم مقامی رهبری – فوت امام خمینی در شب ١٤ خرداد ١٣٦٨ پس از یک بیماری کوتاه مدت در سن هشتاد و هفت سالگی و مراسم تشییع جنازه وسیع و بی سابقه وی در تهران – انتخاب آیت ا... خامنه ای به عنوان رهبر جدید توسط مجلس خبرگان رهبری – برگزاری همه پرسی اصلاح قانون اساسی و رای مردم به آن و حذف مقام نخست وزیری از سیستم حکومتی کشور – ضعف نظام کمونیسیتی در زمان گورباچف و ریزش دیوار برلین و سرانجام استعفای او و قدرت گرفتن یلتسین

تاریخ میلادی

تاریخ هجری

رهبر

رئیس جمهور

رویدادها

١٩٨٩ تا ١٩٩٧

١٣٦٨ تا ١٣٧٦

آیت ا... سید علی خامنه ای

اکبر هاشمی رفسنجانی

آزادی اولین گروه از اسیران ایرانی جنگ در عراق به کشور –فروپاشی نظام کمونیستی شوروی – سفر چاوشسکو دیکتاتور رومانی به ایران که پس از بازگشت از ایران به کشورش توسط مردم سرنگون و سپس اعدام شد - تصرف کویت توسط عراق و بازپس گرفته شدن آنجا توسط آمریکا– استیضاح و برکناری ایرج فاضل وزیر بهداشت – انتخابات مجلس چهارم – انتخابت ریاست جمهوری و انتخاب شدن هاشمی رفسنجانی برای دور دوم – انتخابات مجلس پنجم

١٩٩٧ تا ٢٠٠٥

١٣٧٦ تا ١٣٨٤

سید محمد خاتمی

پیروزی خاتمی در انتخابات روز ٢ خرداد ١٣٧٦ با بیش ازبیست میلیون رای در برابر رقیب اصلی خود علی اکبر ناطق نوری و رقبای دیگر، محمد محمدی ری شهری و رضا زواره ای – استیضاح عبدالله نوری وزیر کشور توسط مجلس پنجم و برکناری او در بهار ١٣٧٧ – ترور داریوش فروهر و همسرش پروانه فروهر در آذر ١٣٧٧ و چند قتل دیگر در همان دوره که به قتل های زنجیره ای شهرت یافتند – پخش مستقیم جلسه دادگاه غلامحسین کرباسچی شهردار تهران از تلویزیون که سرانجام به پنج سال حبس و چند جریمه دیگر محکوم شد – استیضاح عطاءالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی توسط مجلس در اردیبهشت ١٣٧٨ و آوردن رای اعتماد توسط مهاجرانی و باقی ماندن وی در مسئولیتش – خودکشی سعید امامی (اسلامی) در دوران بازداشت به وسیله داروی نظافت، سعید امامی از معاونین وزارت اطلاعات بود که در پرونده قتل های زنجیره ای دست داشت – توقیف روزنامه پرتیراژ سلام که صاحب امتیاز آن محمد موسوی خوینی ها بود – تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران که از قضیه تعطیلی روزنامه سلام شروع شد و به تدریج گسترده شد و حمله شبانه عده ای به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان در خوابگاه ها در ١٨ تیر ١٣٧٨ – زندانی شدن عبدالله نوری وزیر سابق کشور – جنجال بر سر چاپ مقاله ای در نشریه موج که توهین به امام زمان (عج) محسوب شده بود – برگزاری انتخابات مجلس ششم و رای مردم به جناح اصلاح طلب و نزدیک تر به خاتمی – ترور سعید حجاریان از فعالان جناح اصلاح طلب توسط فردی به نام سعید عسگر و زنده ماندن سعید حجاریان – استعفای مهاجرانی وزیر ارشاد – برگزاری دادگاه و محاکمه افرادی از جمله اکبر گنجی به جرم شرکت در کنفرانسی در برلین که با نام کنفرانس برلین مشهور شد  –  سقوط هوماپیمای حامل رحمان دادمان و چند تن از نمایندگان مجلس  –  انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب دوباره خاتمی با بیش از بیست و یک میلیون رای در ١٨ خرداد ١٣٨٠ – حمله آمریکا به افغانستان و براندازی رژیم طالبان در مهر ١٣٨٠ و نشاندن حامد کرزای به عنوان رئیس دولت انتقالی افغانستان – انحلال رسمی حزب نهضت آزادی توسط حکومت – آغاز حمله آمریکا و انگلیس به عراق و براندازی رژیم صدام حسین و فتح این کشور در آخرین روز های سال ١٣٨١– اعطای جایزه صلح نوبل سال ٢٠٠٣ میلادی به شیرین عبادی – ادامه یافتن کار ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر به کمک روسیه علی رغم مخالفت های آمریکا و و با وجود محدودتر کردن فعالیت ها – رد صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات دور هفتم مجلس توسط شورای نگهبان و کاهش مشارکت مردم در انتخابات  و رای آوردن گروه های متمایل به جناح محافظه کار– استعفای برخی از نمایندگان مجلس ششم در فاصله بین انتخابات مجلس هفتم و شروع به کار آن

+ نوشته شده در  87/09/05ساعت 23:58  توسط آذرتاش  |